اندك زمان در ميان جسد كشتگان مردند . سه فيل هم كشته شده بودند .
در اينروز ، كه روز بيست و يكم است ، غله بدون زحمت زياد به دست نمىآيد ، يك چارك الى پانزده سير به يك روپيه است و روغن ده سير به دو الى چهار روپيه است ، علت اين غلا اين است كه بعد از وقوع جنگ اردو در حقيقت محصور است و آذوقه از خارج وارد نمىشود و هيچيك از سربازها جرئت نمىكند از سنگرها خارج شود . در اردوى نادر شاه ، چون مسافت هيجده الى بيست و چهار فرسخ از اطراف آذوقه تحصيل مىكنند ، گندم سه من به يك روپيه به فروش مىرسد . عده اشخاصى كه بعد از جنگ در سر راهها و اطراف به دست قشون نادر شاه ، كه به تاختوتاز بيرون مىروند ، كشته شدند به چهارده الى پانزده هزار رسيد .
در روز بيست و دوم ، قاسم بيك از اردوى نادر شاه آمد و تا طرف عصر نزد نظام الملك بود . مير حسنخان كه در جنگ زخمدار شده بود ، به عزم شاه جهانآباد حركت كرده ، ولى از ترس ناامنى راه مراجعت كرده و امروز وارد اردو شد .
در روز بيست و سيّم ، اردوى قشون هندوستان را به سمت كرنال ، مقابل قشون نادر شاه ، حركت دادند . در حركت اردو سواره قزلباش بيست و هفت فيل و بيست و پنج شتر بردند و در شب تير تفنگ زياد انداختند .
در روز بيست و چهارم ، نادر شاه نظام الملك را به اردوى خود خواست [ و ] با پنج يا شش نفر نوكر او را آنجا نگاه داشت . جمعيتى از قزلباش به طانسير مأمور شده ، آنجا را غارت كرده و سكنه را به قتل رسانيده ، با غنيمت زياد مراجعت كردند . در اردوى محمد شاه اگر غلّه يافت شود ، يك چارك به دو نيم الى سه روپيه فروخته مىشود و هر كس به اردوى نادر شاه برود ، مأذون است به قدرى كه صرف كند غلّه بخرد ، ولى نمىتواند به خارج ببرد . دو ساعت از شب رفته به وزير فرمانى از نادر شاه رسيد ، به اين مضمون كه :
قمر الدين خان وزير بداند ! كه فردا محمد شاه و سربلند خان و محمد خان بن كوش و عظيم الله خان بايد به حضور بيايند . لهذا مواظب مردم خود باشيد كه متفرق نشوند
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١١٣