مملكت استيلا يافتهاند . ولى چون تا به حال از خانوادهء تيمور نسبت به خانوادهء صفوى و ملت ايران اذيت و ضررى نرسيده ، من سلطنت را از شما خلع نخواهم كرد ، اما چون بىقيدى و غرور شما مرا مجبور كرده كه مسافت بعيدى تا اينجا طىّ كرده ، مخارج گزاف نمودهام [ و ] قشون من به واسطهء حركت زياد خسته و از آذوقه و ملزومات دستتنگ هستند ، بايد به دهلى بيايم و در آنجا چند روز بمانم تا قشون خستگى بگيرد و پيشكشى كه نظام الملك قرار داده است تسليم شود ، بعد از آن شما را به حال خود خواهم گذاشت تا به امور خود بپردازيد .
محمد شاه در تمام اين مدت جوابى نگفت و ساكت بود و علامت انقلاب احوال و خجلت در او ظاهر . در اين مجلس كسى غير جواد خان و بهروز خان و غازى الدين حاضر نبود . طرف عصر ، پادشاه هندوستان به اردوى خود برگشت . چند نفر از صاحب منصبان به پادشاه عرض كردند ، كه علّافها غلّه را گران كردهاند . حكم كرد دكان آنها را غارت كنند ، اين اقدام به جاى اصلاح امر اسباب مزيد گرانى غلّه گرديد .
صبح روز بيست و يكم ، نظام الملك و وزير و عظيم الله خان و غازى الدين خان به حضور نادر شاه رفتند ، وقتى مرخص مىشدند نظام الملك باعطاى يك ثوب قبا و يك ثوب حبّه و يك اسب مفتخر گرديد و به عظيم الله خان و غازى الدين خان به هريك يك حبّه و يك قبا مرحمت شد . سه ساعت از شب رفته به حضور محمد شاه آمدند و از آنچه در نزد نادر شاه مذاكره شده بود عرض كردند ، ولى كسى مطلع نشد كه چه گذشته . همانروز ، محمد شاه حكم كرد [ تا ] پانصد نفر بيلدار جسد كشتگان را دفن كنند ، هفده هزار نفر از قشون هندوستان كشته شده بود و جسد آنها در مسافت چهار فرسخ متفرق بود ، بيلدارها قدرى خاك به روى جسدها ريختند و برگشتند . مذكور شد كه چهارصد نفر از قشون نادر شاه كشته و هفتصد نفر زخمدار شده ، ولى از كشتههاى آنها [ حتى ] يك نفر [ هم ] در ميدان جنگ ديده نشد ، همان شب آنها را دفن كرده بودند .
از قشون هندوستان ، جمعى چنان زخم برداشته بودند كه قادر بر حركت نبودند و كسى آنقدر بر آنها رحم نكرد كه از ميدان جنگ آنها را بياورند و علاج كنند ، بيچارهها در
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١١٢