نمىشود ، زيرا كه مدت پنجاه سال ملت در تنزل بوده و بالاخره بواسطهء غلبهء دشمن از خارج و انقلاب داخله ، مملكت خراب شده تا اينكه به تقدير الهى فتح و فيروزى قشون من به استخلاص ايران رسيده و حال هم تمام قشون براى حفظ و عظمت ايران جان خود را فدا مىكنند و اين طلاب بيچاره هم يعنى سربازها زياد بىچيزند و بايد به وسيلهيى رفع احتياج آنها شود و به مصارف قشون برسد . اين حكم مجرى شده و به تحقيق قريب هيجده كرور تومان در سال از اوقاف عايد مىشد ، علما از اين كار خيلى متغير شدند و به قدرى كه توانستند ، كوشيدند كه قشون و رعيت را بشورانند ، ولى نصف بيشتر قشون سنى بود جز تمسخر به احكام آنها كارى ديگر نكردند و رعيت هم چون ديدند بدينواسطه مبلغى از ماليات آنها تخفيف حاصل خواهد كرد ، ناراضى نبودند . بعد از اين حكم نادر شاه تمام رؤسا و اعيان را خواست و مراتب را به آنها اعلام كرده گفت ؛ كه اگر ملّا مىخواهيد بايد مصارف آن را خودتان بدهيد ، من ابدا ملّا لازم ندارم و براى آنها متحمل خرجى نخواهم شد و نيز فرمانى صادر و حكم كرد كه تمام رعايا طريقهء سنت را پيروى نمايند و الا مورد سياست خواهند بود ترجمهء فرمان مزبور از اين قرار است :
فرمان نادر شاه براى اتحاد ما بين شيعه و سنى كه مجددا از انگليسى به فارسى ترجمه شده است
عاليجاهان صدر عاليقدر و حكام و مجتهدين و علماى دار السلطنه اصفهان به الطاف ملوكانه مباهى بوده ، بدانند كه اوقاتى كه رايت ظفر آيت در صحراى مغان برپا بود ، در مجالس متعدده قرار بر اين شد ؛ كه چون طريقهء حنفى و جعفرى ، موافق آنچه از اسلاف بما رسيده است ، متحد بوده [ و ] خلفا راشدين رضى الله عنهم را خليفهء سيد المرسلين صلى الله عليه و آله مىدانستهاند ، من بعد الايام ، اسامى هريك از خلفا اربعه كه ذكر كرده شود با تعظيم تمام ذكر كنند ، بعلاوه در بعضى از اضلاع ممالك ما ، بر خلاف اهل سنت ، در اذان و اقامه لفظ على ولى الله را بر طريقهء شيعه ذكر مىكنند و