و سعادتخان رسيد كه او را دعوت به رفتن هندوستان مىنمودند . نادر شاه در جواب نوشت كه مشكلات گذشتن از دربندهاى جبال و رودخانههاى بزرگ زياد است و افغانها و طوايف جنگى آن صفحات ، در مقابل هستند و ناصر خان صوبهدار يعنى حاكم كابل و زكريا خان حاكم لاهور ، جلو راه را خواهند گرفت و اگر اقبال من اين موانع را از پيش بردارد ، بايد با قشونى قوى ، مثل قشون سلطنت هندوستان بجنگم و بخت خود را در چنان جنگ بيازمايم . نظام الملك و سعادتخان مجددا نوشتند كه ابدا اين خيالات و بيم لازم نيست ، قبل از آنكه از رود اتك بگذريد ، خواهيد ديد كه چقدر كفايت از ما به ظهور خواهد رسيد و چقدر حاضر خواهيم بود كه عبور قشون را سهل نمائيم .
اين اظهارات قلب نادر را قوت داد و با صد و بيست و پنجهزار قشون سواره ، مركب از قزلباش و گرجى و ترك و خراسانى و بلخى و غيره كه همه به خستگى و سختى پرورش يافته بودند ، حركت كرد . قشون از هرجهت براى اين سفر مهيا بود و نادر شاه آنها را تشويق مىكرد و اميدوارى مىداد كه در اين سفر ، نهتنها بىنياز خواهند شد ، بلكه از غنايم هندوستان ثروت و دولت و افتخار به مملكت خود خواهند آورد .
در اين بين نظام الملك و سعادتخان در پرده براى پيشرفت كار نادر شاه اسباب فراهم مىآوردند ، به شرزه خان قلعهدار كابل و ناصر خان صوبهدار آنجا كه يكى از دست نشاندههاى خان دوران بود و به زكريا خان حاكم لاهور كاغذى مىنوشتند به اين مضمون ، كه چون نادر شاه از اوضاع هندوستان كاملا مطلع گرديده و دانسته كه پادشاه ما متصل با نزديكان خود مشغول شراب و صحبت با زنان هستند ، مصمم شده است ضربتى به اين سلطنت برساند ، شما خوب مىدانيد از امرائى كه در دربارند هيچيك قابل ميدان جنگ نيستند ، تا چه رسد به اينكه با كسى كه اقبال همركاب اوست مقاومت نمايند ، چون حال بر اين منوال است شما اميد امداد از اينجا نمىتوانيد داشت ، بهتر اين است كه به احتياط حركت كنيد و خود را از خطر نجات بدهيد . اين مراسلات دل آنها را خالى كرد و اثرى كه مقصود بود در قلب ناصر خان و زكريا خان
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٩٨