سلطنت بايد برگزيد و سه روزه از شما جواب خواهم خواست .
اين را گفت و داخل چادر خود شده حكم كرد از رؤسائى كه آمده بودند ، تا مدتى كه در اردو خواهند بود مهماندارى كنند . در اين بين گماشتگان طهماسبقليخان مواظب بودند و به اشخاص معتبرى گفتند ؛ كه خوب است براى خوشآمد سردار و نايب السلطنه خود را بسلطنت بخواهيد ، اگرچه ما يقين داريم كه او قبول نخواهد كرد .
بعد از انقضاى سه روز اعيان به حضور طهماسبقليخان رفتند و خطابهاى به حضور او عرض كردند . در آن خطابه خدمات بزرگى را كه به ايران كرده بود ، شرح دادند و از او استدعا كردند كه تاج و تخت را قبول كند و سرپرستى مملكت را به عهده بگيرد و گفتند كه ما در رعيتى با كمال صداقت با جان و مال خودمان در هر موقع همراهى خواهيم كرد . طهماسبقليخان به آنها گفت كه من از اين تمجيد و تكليف شما تشكر مىكنم و قصد من از خواستن شما به هيچوجه اين فقره نبود ، ولى قول شما از جانب خداست و من بايد زحمات تاج و تخت را قبول كنم و براى خير عامه از راحت خود چشم مىپوشم و شكى ندارم كه با فضل الهى و همراهى و اتفاق شما ، ملت ايران را به چنان اوج افتخار خواهم رسانيد ، كه هيچيك از سلاطين قديم نكرده باشد و براى اينكه در اول كار با شما به درستى كرده باشم و در ميانه اختلافى نباشد سه چيز را بايد شما به قيد قسم قبول كنيد ؛
اولا سلطنت در خانواده من هميشه موروثى باشد .
ثانيا هيچكس به هواخواهى خانوادهء سلطنت قديم يا منسوبان او ، به هيچ بهانهاى شمشير نكشد ، سهل است يك كلمهء شايبه شورش در آن باشد به زبان نياورد و اگر بكند به مجازات آن به قتل برسد و اموال او ضبط شود .
ثالثا چون هميشه از اختلاف طريقهء مذهبى ما بين ايران و همسايهها ، كه عثمانى و هندوستانى و تركمان باشند ، اغتشاش و صدمات زياد برخاسته است ، ميل دارم معدودى از علماى شيعه و سنى جمع شوند [ تا ] طريقهء متحدهاى قرار داده ، رفع اختلاف نمايند و به اعتقاد من چون فقراتى كه اسباب اختلاف شيعه و سنى شده
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 93
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٩٣