تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
اينطور به آخر رسيد ، اگرچه اقبال نداشت ولى با بزرگترين مردان جنگى مشرق زمين مقابله مىكرد و بهترين سوار ايران زمين بود . طهماسبقليخان چند روز در شيراز ماند و اشخاصى را كه درين شورش داخل بودند ، به قتل رسانيد و اموال آنها را ضبط كرد ، بعد به اصفهان آمد ، در آنجا قرار بعضى امور را داده ، رو به گرجستان حركت كرد ؛ تفليس را به قهر و غلبه گرفت و تمام آن مملكت به او اطاعت كرد ، از آنجا به ايروان پاىتخت ارمنستان آمد [ و ] آنجا را نيز مسخر كرد . شماخى تسليم و گنجه به غلبه گرفته شد . درين بين سفيرى به دولت روس فرستاد و تكليف كرد ، كه گيلان و ساير جاهاى بحر خزر را برحسب وعده تخليه كنند ، و الا مجبور خواهد شد كه ديدنى از آنها بكند . چون روسها ابدا ميل نداشتند با او جنگ بكنند ، تمام جاهايى را كه در اينطرف بحر خزر گرفته بودند . تخليه كردند ، به استثناى دربند و بادكوبه كه به آنها تفويض شد ، بنابراين طهماسبقليخان مصالحه‌هايى قوى با روسها منعقد ساخت و چندى بعد با عثمانيها نيز مصالحه كرد . بعد از آنكه با اين دو دولت قرار صلح داد ، فرمانى به تمام حكام ايالات و روساى قبايل و كارگذاران شهرها صادر كرد ، كه در روز مخصوص در صحراى مغان حاضر شوند و هركس حاضر نشود ، سياست بزرگ خواهد ديد . در موعد مقرر در آنجا حاضر شدند ، عدد آنها شش هزار نفر بيش بود ، طهماسبقليخان هم با صد و پنجاه هزار قشون در آنجا اردو زده بود ، آنها را به حضور خواست و به آنها گفت : شما را براى اين خواستم [ تا ] به شما بگويم كه تمام دشمن‌هاى مملكت ايران را مقهور و مغلوب ساختم ، به جز افاغنهء قندهار كه در اين نزديكى بر آنها خواهم تاخت ، بعد از آنكه آنها را به اطاعت آوردم ، خيال دارم بقيه عمر خود را به آسودگى و راحت بگذرانم ، مگر آنكه مجددا مملكت به خدمت من محتاج شود . با عثمانيها و روسها مصالحه كرده‌ام و تركمانها و ساير دشمنهاى سرحدى مملكت را تأديب نموده‌ام ، بطوريكه على الظاهر مدتى آرام خواهند بود ، حالا با شماست كه پادشاهى بر خود اختيار كنيد ؛ شاه طهماسب پادشاه قديم خودتان را يا هركس را كه لايق بدانيد به