تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
تقييد به لسان نيز فهميده مىشود ؟ وبر اين تقدير ، تصرف مثل بيع وشراء ونحو آن مسقط است يا خير ؟ واگر فسخ به شرط خيار مقيد وتحديد بلسان شود وتصرف مالكانه از ذي الخيار محقق شود ، مثل بيع وصلح ونحو آن ، آيا اين تصرف به منزله اقرار به فسخ است وكاشف از فسخ قولي است يا خير ؟ وعلى تقدير نفوذ الفسخ ، آيا دعوى الفسخ من ذي الخيار ، در فسخ چون مالك فسخ است در زمان خيار به مقتضاى " من ملك شيئا ملك الاقرار به " ، مسموع وصحيح است يا خير ؟ وآيا شرط مباشرت ذي الخيار فسخ را ، صحيح است واثرش اين است كه محلى براي انتقال به ورثه باقي نماند يا خير ؟ واگر همين مصالح خبر بدهد كه آنچه تصرفى بكنم تصرف اذني است ، وتصرف هم نمود ، آيا اين تصرف ، محكوم به اذن يا به فسخ است ؟ جواب : شرط مزبور صحيح است . وظاهرا از عبارت ، هر دو قيد فهميده مىشود ، هم منع از انتقال به وارث وهم عدم نفوذ فعلى كه مسبوق به فسخ قولي نباشد . پس تصرف مثل بيع وشراء ونحو آن ، مسقط خيار نيست . وبعد تحقق اين كه خيار ، مقيد وتحديد به لسان شد ، تصرف مالكانه از ذي الخيار به منزله اقرار به فسخ اگر باشد ، از روى حمل فعل مسلم بر صحت است ، ومفروض اين است كه بيع فضولي هم كه صحيح است . بلكه دور نيست كه محتاج به مرافعه باشد . خصوصا اگر تصرف را مطلقا أعم بدانيم . پس در اين صورت ، محتاج به فسخ قولي است ، ثم امضاء تصرفات ، اگر از براي خود متصرف هم شك حاصل شود . بلى ، اقرار به فسخ در زمان خيار مسموع است ، على المشهور وان كان لا يخلو عن اشكال . واما هر گاه بعد از انقضاء زمان خيار ، ادعا كند فسخ را در زمان خيار ، پس قبول نيست الا بنيته ، واما شرط مباشرت ، مانعى ندارد وصحيح است . واثرش هم گذشت كه مانعى از ارث بردن خيار است . وچون معلوم شد كه نفوذ تصرف ذي الخيار يا از باب حمل فعل مسلم بر صحت ، كاشف از فسخ مىباشد ، يا از باب اين كه أصل در افعال ، اصالتى است تا خلافش معلوم شود ، واين جا خود متصرف ، تصريح نموده كه تصرف من از روى اذن مالك است كه