مشترى باشد ، پس هر دو جارى نيست . پس حمل تصرف ، كاشف از فسخ نيست ( والله
العالم ) .
سؤال 383 : حجة الاسلاما ! چه مىفرمائيد در اين مسأله شرعيه كه والد مرحوم اين أقل ،
در زمان حيات خود ، املاك خود را به دو نفر از أولاد ذكور خود ، كه اين أقل ومرحوم حاجى
محمود أخوي باشد ، صلح نمود . وغير از ما يك پسر صغير هم داشته ، ومرحوم حاجى
محمود أخوي را وصى واين أقل را ناظر قرار داده ، واختيار صغير وأموال أو را تا زمان كبر
ورشد ، به وصى واگذار نموده ، وقرار است كه هر چه غير از مال الوصاية واملاكى كه با دو نفر
صلح نموده از نقد وجنس ، تركه دارد كما فرض الله ما بين ورثه تقسيم نمايند .
مبلغى از نقد را كه حصه صغير بوده ، خود وصى بعنوان قرض قبول نموده وتمام مخارج
صغير را تا زمان كبر ورشد ، وصى از مال خود متحمل شده ، دو سال قبل از كبير شدن صغير ،
وصى مرحوم شده واين أقل را وصى خود قرار داده ، آيا استقراض وصى مزبور خصوصا كه
به همين ملاحظه ، مخارج صغير را هم از مال خود متحمل شده ، شرعا صحيح ونافذ است
وصغير همان أصل نقد خود را مستحق است ؟ يا آن كه مىتواند بگويد : " تنخواه من ، داخل
سرمايه شما بوده ، هر چه در اين مدت از تجارتي كه كرده أيد ، نفع حاصل شده مشترك است " .
ويا آن كه بگويد : " تا هنگام رشد ، نوكر من به تنخواه من معامله وتنزيل بدهد " .
وبعبارة أخرى ، وصى نقدينه صغير را بعنوان قرض برداشته وغبطه أو را هم به دادن
مخارج أو ملاحظه نموده ، ودر اين صورت منافع نقدينه كه در تجارت حاصل شده ، مال
وصى است ، يا آن كه صغير مىتواند بگويد : " منافع تنخواه من ، مال من است وشريك تجارت
شما نيستم " 1 .
وانگهى ، حكم مسأله بعد از فوت وصى تا زمان كبير شدن صغير چيست ؟ آيا اجل دين
متحمل 2 شده صغير ، در اين دو سال شريك است يا آن كه در همان سر وعده كه دو سال بعد از
فوت وصى ، أصل نقدينه خود را مستحق است وحق مطالبه تنزيل هم ندارد ؟
بسم الله الرحمن الرحيم وله الحمد
هامش
1 . هستم ظ .
2 . منحل ظ .