تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
بيني مجتهد است .
سؤال 164 : در باب خمس وزكات اگر شخص مالك ، معادل قيمت آن نقد ، يا جنس ديگر بدهد مىتواند ، يا نه ؟ ودر مظالم اگر ما في الذمة مثلي ، يا قيمي باشد در هر صورت مىتواند معادل قيمت ، نقد ، يا جنس ديگر بدهد ؟ وبر تقدير آن كه بخواهد جنس ديگر بدهد بايد قيمت آن را معين نمايد وصدقه بدهد ، يا آن كه اگر به قصد قيمت واقعيه بدهد - بدون تعيين قيمت - ضرر ندارد ؟ جواب : أما در خمس وزكات پس مىتواند ، اگر چه متعلق به عين ، وعين را مشترك بدانيم - كما هو الأقوى - پس مالك چنانچه اختيار تقسيم دارد بدون رضاى فقير ، كذلك اختيار تعويض به چيز ديگر هم دارد . وأما در مظالم پس جواز تبديل آن اگر عين معينى باشد مشكل است ، مگر آن كه با حاكم شرع معامله كند وعوض بدهد ، يا به اذن أو عوض بدهد . واگر در ذمه أو مثلي باشد أحوط عدم دفع قيمت آن است . وهم چنين در قيمي نسبت به دفع جنس ديگر ، اگر چه با فرض اصلحيت آن به حال فقير ، بعيد نيست جواز . وتعيين قيمت لازم نيست مگر از براي فهميدن اين كه چه قدر داده است ، وچه قدر مانده است ، پس با علم به اين كه به آن مقدار كه بايد بدهد مىارزد لا أقل ، جايز است بدهد بدون تعيين قيمت . ( والله العالم ) .
سؤال 165 : كسى كه قدرى ملك موروثى دارد كه منافع آن وافى به مؤنه أو نيست ولكن قيمت آن زيادة از مؤنه سنه است ، يا آن كه بعضي از أثاث البيت ونحو آن دارد كه اگر آنها را بفروشد معطل نمىماند ، يعنى وجود آنها چندان لزوم وضرورتي ندارد ، آيا چنين كسى فقير است ، يا نه ؟ جواب : بلى ، فقير است ، وواجب نيست آنها را بفروشد وخرج كند ، اگر چه وافى به مؤنه سنه باشد . بلى ، اگر أثاث البيتى دارد كه لايق به حال أو نيست ، يا أصلا محل حاجت أو نيست بايد بفروشد وخرج كند . ومدار در غير لايق ، عرف است ، پس اگر قدرى زيادة از اندازه أو باشد ضرر ندارد ، مناط اين است كه در عرف آن را زائد از ما يحتاج أو حساب كنند . واگر بالفعل محل حاجت نباشد ، لكن بعد از اين محل حاجت است مثل آن كه كتبي دارد كه بعد از
سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 90 | السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي / السيد مصطفى محقق داماد