تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
3 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : مردى نزد پيغمبر ( ص ) آمده وعرضكرد : اى رسول خدا هلاك شدم ؟ حضرت رسول ( ص ) به او فرمود : آن خبيث نزد تو آمد وبتو گفت : كى ترا آفريد ؟ تو گفتى خدا پس به تو گفت : خدا را چه كسى آفريده ؟ آن مرد عرضكرد : آرى سوگند به آن كه تو را براستى ( به نبوت ) برانگيخته چنين بوده است ؟ پس رسول خدا ( ص ) به آن مرد فرمود : به خدا سوگند . اين محض ايمان است . ابن أبى عمير گويد : من اين حديث را براى عبد الرحمن بن حجاج گفتم ، او گفت : پدرم از امام صادق عليه السّلام برايم حديث كرد كه فرمود : مقصود رسول خدا ( ص ) از اينكه فرمود : « به خدا اين محض ايمانست » يعنى همين ترس از اينكه هلاك شده باشد هنگامى كه اين خاطره در دلش گذشته است ( محض ايمانست ، زيرا كافر از اين خاطره ها بلكه از بالاتر از آنها هراسى در دل ندارد ) . 4 - على بن مهزيار گويد : مردى به حضرت جواد عليه السّلام نوشت و از وسوسه هائى كه بخاطرش آيد شكايت كرد ، حضرت در ضمن پاسخ نامه اش به او چنين نوشت : همانا خداى عز وجل اگر بخواهد تو را ثابت و پا برجا كند و از براى شيطان بر تو راهى قرار ندهد ، ومردمى هم به پيغمبر ( ص ) شكايت بردند از خاطره هائى كه در دل آنها افتد كه اگر باد آنها را بجاى دورى اندازد و يا قطعه قطعه شوند دوستر دارند از اينكه آن خاطره ها را به زبان آرند ؟ پس رسول خدا ( ص ) فرمود : اين را دريافتيد ؟ ( كه اين خاطره ها بر شما بسيار گران است ؟ ) عرضكردند : آرى ، فرمود : سوگند به آن كه جانم بدست اوست اين صريح ايمانست ، پس هر گاه آن را يافتيد ( واحساس كرديد كه اين خاطره ها بسراغتان آمده ) بگوئيد : « آمنا با لله ورسوله ولا حول ولا قوة الا با لله » .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 156 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى