تاريكتر وسياهتر است ، و ( گاهى ) مردى را بينى كه نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد ، اما دلش مانند چراغ نور افشانى كند .
2 - سعد از امام باقر عليه السّلام حديث كند كه فرمود : همانا دلها چهار ( گونه ) اند : دلى كه در آن نفاق وايمانست ، ودلى كه وارونه است ، ودلى كه مهر خورده است ( و از چرك وزنگ روى آن پوشيده است ) ، ودلى كه تابناك و پاكيزه است ، من عرضكردم : تابناك كدام است ؟ فرمود : آنكه چون چراغى در آن است ، و اما دل مهر خورده آن دل منافق است ، و اما دل تابناك آن دل مؤمن است ، كه اگر خدا به او بدهد شكر كند ، و اگر گرفتارش كند صبر كند ، و اما وارونه آن دل مشرك است ، سپس اين آيه را خواند : « آيا آن كس كه نگونسار بر روى خويش راه رود راهنمونتر است يا آن كس كه ميرود استوار بر راهى راست ؟ » ( سورهء ملك آيه 22 ) و اما آن دلى كه در آن ايمان ونفاق ( هر دو ) هست ( دل ) آن مردمى است كه در شهر طائف بودند ( و گاهى مؤمن و گاهى منافق بودند ) پس هر كدام در حال نفاق مرگش فرا ميرسيد ( از لحاظ ايمان ) هلاك بود ، و اگر در حال ايمان اجلش ميرسيد رستگار بود .
توضيح - مجلسى ( ره ) گويد : ذكر مردمان طائف از باب تمثيل است ومقصود همهء آن مردمى باشند كه شك دارند ( و در حال شك وترديد روزگارشان را بسر برند ) .
3 - ابو حمزهء ثمالى از حضرت باقر عليه السّلام حديث كند كه فرمود : دلها سه ( گونه ) اند : دل وارونه كه هيچ خير وخوبى در آن جا نكند و آن دل كافر است ، ودلى كه در آن نقطهء سياهى است ، وخوبى وبدى در آن با هم در كشمكش باشند ، پس هر كدام از آن دل باشد بر آن ديگرى چيره گردد ، ودلى است باز
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٥٢