تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
است ( براى دادخواهى ) سپس عبد العزيز بمرد و يزيد محمد بن حجر را بكشت . 26 - حضرت ابو محمد عليه السلام را به نحرير ( كه گويا مستخدم باغ وحش بوده ) سپردند ( تا نزد او زندانى باشد ) او بر حضرت سخت ميگرفت و اذيتش ميكرد ، زنش به او گفت : واى بر تو ، از خدا بترس ، نميدانى چه شخصى در منزل تو است ؟ و شايستگى حضرت را براى او بيان كرد و گفت : من در باره او بر تو نگرانم ، مرد گفت : او را ميان درندگان مياندازم و همين كار را هم كرد . امام عليه السلام را ديدند به نماز ايستاده و درندگان گرد او هستند . 27 - احمد بن اسحاق گويد : خدمت حضرت ابى محمد عليه السلام رسيدم و درخواست كردم چيزى بنويسد كه من خطش را به بينم تا هر وقت ديدم بشناسم ، فرمود : بسيار خوب ، سپس فرمود : اى احمد ! خط با قلم درشت و ريز در نظرت مختلف مينمايد ، مبادا به شك افتى ( اسلوب خط را ببين نه ريز و درشتيش را ) آنگاه دوات طلبيد و خط نوشت و مركب را از ته دوات بسرش ميكشيد ، وقتى مينوشت با خود گفتم : تقاضا ميكنم قلمى را كه با آن مينويسد ، به من ببخشد ، چون از نوشتن فارغ شد ، با من حرف ميزد و تا مدتى قلم را با دستمالش پاك ميكرد ، سپس فرمود : بگير ، اى احمد ! و قلم را به من داد . گفتم : قربانت گردم ، مطلبى در دل دارم كه بخاطر آن اندوهگينم ، ميخواستم آن را از پدر شما بپرسم ، پيش آمد نكرد ، فرمود : اى احمد ! چيست آن ؟ عرضكردم : آقاى من ! از پدران شما براى ما روايت كرده‌اند كه : خوابيدن پيغمبران بر پشت و خوابيدن مؤمنين بجانب راست و خوابيدن منافقين بجانب چپ و خوابيدن شياطين برو افتاده و دمر است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 448 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى