تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
نزديكى كند غسل نموده و با پاكى نزدش رفته است و گمان دارم كه سفر چهارم تورات را ( كه بهترين اسفار آن و مشتمل بر حالات خاتم الانبياست ) هنگام شب زنده دارى خود مطالعه كرده و عاقبت بخير گشته است . از راهى كه آمده ئى برگرد و برو تا بمدينه محمد صلى الله عليه و آله كه آن را طيبه گويند برسى و نام آن شهر در زمان جاهليت يثرب بوده است ، سپس متوجه موضعى شو كه بقيع نام دارد ، آنگاه نشانى خانه اى را كه به دار مروان معروفست بگير و در آنجا منزل كن و سه روز بمان ( تا مردم ندانند كار مهم و با شتابى دارى ) سپس بپرس آن پير مرد سياه پوستى كه در خانه اش بوريا ميبافند [ بر در آن خانه ميبافد ] - و نام بوريا در شهر آنها خصف است - كجاست ؟ ( گويا مقصود از اين پير مرد فضل بن سوار است ) با آن پير مرد مهربانى و ملاطفت كن و به او بگو : مرا آن همنشينت كه در گوشه خانه اى كه در آن چهار چوب كوچك است مينشيند ، نزدت فرستاده ، از او بپرس فلان بن فلان فلانى ( موسى بن جعفر علوى عليه السلام ) كيست و پاتوغش كجاست ؟ و در چه ساعتى آنجا ميرود ؟ او وى را به تو نشان ميدهد و يا معرفى مىكند و تو از معرفيش او را خواهى شناخت من هم او را براى تو معرفى ميكنم . گفتم : چون او را ديدم چه كنم ؟ گفت : از گذشته و آينده و مسائل دينى گذشتگان و باقيماندگان از او بپرس . موسى بن جعفر عليه السلام به او فرمود : رفيقى كه ملاقاتش كردى ترا نصيحت كرده است . راهب گفت قربانت گردم ، اسم او چه بود ؟ فرمود : او متمم بن فيروز و اهل فارس مىباشد و از كسانى است كه بخداى يكتاى بىشريك ايمان آورده و او را با پاكدلى و يقين پرستش نموده و چون از قوم خود ترسيده از آنها فرار كرده و پروردگارش به او حكمت بخشيده و به راه مستقيمش هدايت فرموده و از پرهيزگارانش قرار داده ؟
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 397 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى