موسى بن جعفر عليه السلام فرمود : خدا را چند نامست كه ( دعا كردن بوسيله آنها ) برنميگردد ( و حتما مستجاب مىشود ؟ ) گفت : آن نامها بسيار است و اما آنچه حتمى است و دعاكننده را رد نميكند هفت نام است .
امام عليه السلام فرمود : آنچه را از آنها يادت هست به من بگو ، راهب گفت : نه ، به حق خدائى كه تورات را بر موسى نازل كرد و عيسى را مايه پند گرفتن جهانيان ( نسبت بكمال قدرت خود ) و آزمايش سپاسگزارى خردمندان قرار داد و محمد را بركت و رحمت ساخت و على عليه السلام را مايه پند و بصيرت نمود و اوصياء را از نسل او و نسل محمد مقرر داشت كه من نميدانم و اگر ميدانستم بسخن شما محتاج نبودم و نزد شما نمىآمدم و از شما نميپرسيدم .
امام كاظم عليه السلام فرمود : بداستان مرد هندى باز گرد ، راهب گفت : من اين نامها را شنيدهام ولى حقيقت و تفسيرش را نميدانم و نيز نميدانم آنها كدامست و چگونه مىباشد و دعا كردن با آنها چگونه است پس به راه افتادم تا بسبذان هند رسيدم و نشانى آن مرد را پرسيدم . به من گفتند : او در كوهى صومعه اى ساخته و در سال جز دو بار بيرون نيايد و ديده نشود و هنديان عقيده دارند كه خدا براى او در صومعه اش چشمه اى شكافته و ايجاد كرده و بدون شخم و بذر افشانى براى او كاشته شود و محصول دهد .
من در خانه او رفتم و سه روز آنجا بودم ، نه در را كوبيدم و نه دستى به آن زدم ، روز چهارم خدا در را گشود ، زيرا گاوى كه هيزم بار داشت و پستانش از بسيارى شير كشيده ميشد و نزديك بود جارى شود ، بيامد و در را فشار داد ، در باز شد و من پشت سرش وارد شدم ، آن مرد را ديدم ايستاده به آسمان مينگرد و ميگريد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٩٥