تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
29 - اسحاق بن جعفر از پدرش ( امام صادق ) عليه السلام نقل كند كه به آن حضرت عرض شد : آنها ( اهل سنت ) گمان كنند كه ابو طالب كافر بوده است ، فرمود : دروغ گويند ، چگونه او كافر است كه ميگويد : مگر نميدانند كه ما محمد را مانند موسى پيغمبرى يافته‌ايم كه در كتابهاى نخست و سلف نامش نوشته است ؟ و در حديث ديگر فرمود : چگونه مىشود كه ابو طالب كافر باشد ؟ در صورتى كه خود او ميگويد : مردم دانسته‌اند كه ما فرزند خود را بدروغ نسبت ندهيم و بسخن ياوه سرايان اعتنا نميشود . او رو سفيد و آبرومندى است كه باحترام آبروى او طلب باران مىشود . او فريادرس يتيمان و پناه بيوه زنانست : توضيح - ابو طالب اين شعر را هنگامى گفت كه در مكه خشكسالى پيدا شد ، و پدرش عبد المطلب به او دستور داد تا پيغمبر را كه كودكى در قنداق بود بياورد و در برابر كعبه بسوى آسمان بلند كند و بگويد : پروردگارا به حق اين كودك بارانى فراوان براى ما بفرست ، او چنين كرد و پس از ساعتى ابرى پديد شد و بارانى فراوان آمد - مرآت ص 369 . 30 - امام صادق عليه السلام فرمود : در آن ميان كه پيغمبر صلى الله عليه و آله در مسجد الحرام بود و لباسهاى نو در برداشت ، مشركين شكمبه شترى را بر او افكندند و لباسهايش را آلوده كردند ، پيغمبر از اين عمل بقدرى ناراحت شد كه خدا داند ، آنگاه نزد ابو طالب آمد و گفت : اى عمو ! حسب « 1 » مرا در ميان خود چگونه ميبينى ؟ او گفت : مگر چه شده اى برادر زاده ؟ ! حضرت گزارش داد ، ابو طالب حمزه را طلبيد و
هامش
« 1 » حسب مرد . دين و ارزش و كارهاى نيك و صفات پسنديده و كردار شايسته اوست ، و نيز صفات حميده پدران اوست ، زيرا شخصيت مرد بوسيله اينها به حساب مىآيد - مرآت ص 360 .