خودش هم شمشير برگرفت و بحمزه گفت : شكمبه را بردار ، سپس همراه پيغمبر بسوى آن قوم رفت تا نزد قريش رسيد ، آنها گرد كعبه بودند ، چون او را ديدند آثار خشم و بدى را در چهره اش خواندند ، آنگاه بحمزه گفت : شكمبه را بر سبيل همه بمال ، او چنين كرد ، تا به نفر آخرشان هم ماليد ، سپس ابو طالب متوجه پيغمبر صلى الله عليه و آله شد و گفت : برادر زاده ؟ اينست حسب تو در ميان ما .
31 - و فرمود : چون ابو طالب وفات يافت ، جبرئيل بر پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شد و عرض كرد : اى محمد ! از مكه بيرون رو ، زيرا در اينجا ياورى ندارى و قريش هم بر پيغمبر هجوم آوردند . حضرت از آنجا فرار كرد تا بيكى از كوههاى مكه كه حجونش ميگفتند رسيد و در آنجا شد ، ( گويا مقصود همان كوهى است كه غار مشهور در آن بوده و هجرت در اين زمان واقع شد ) .
32 - و فرمود : همانا ابو طالب به حساب جمل اسلام آورد ، يعنى بهر زبان .
33 - و فرمود : ابو طالب به حساب جمل اسلام آورد و با دستش عدد شصت و سه را متشكل كرد .
شرح - حساب جمل در اصطلاح امروز همان حساب ابجد است كه از دير زمان نزد منجمين و مؤلفين مرسوم و معمول بوده و در تقاويم و شماره گذاريهاى صفحات مقدمه كتاب و مواد تاريخ و رموز ديگر به كار ميرفته است و ترتيبش چنانست كه : الف را يك و با را دو و جيم را سه و دال را چهار به حساب مىآورند و از يا كه بده ميرسد ده ده بالا ميروند و از عدد صد به دويست و سيصد بالا ميروند تا آنكه حرف غين را هزار بشمار مىآورند ، بنا بر اين در تطبيق اين روايت با اين حساب چند وجه گفته شده است : عدد 63 به حساب ابجد مساوى دو كلمه ( لا و الا ) است كه مختصر كلمه * ( لا إِله إِلَّا الله ) * مىباشد و پايه توحيد است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٤١