او روز قيامت بعنوان يك امت مبعوث شود و رونق سلاطين و سيماى پيغمبران داشته باشد .
24 - و فرمود : عبد المطلب به تنهائى يك امت مبعوث شود ، و رونق سلاطين و هيئت پيغمبران داشته باشد ، و اين به جهت آنست كه او نخستين معتقد ببدا بود . و فرمود : عبد المطلب رسول خدا صلى الله عليه و آله را بسوى ساربانانش فرستاد تا شتران فرار كرده را گرد آورد . حضرت دير كرد ، عبد المطلب حلقه در خانه كعبه را گرفت و ميگفت : « پروردگارا اهل خود را هلاك ميكنى ؟ ! اگر چنين كنى امرى از جانب تو ظاهر گشته است » ( زيرا من در كتب و اخبار پيغمبران گذشته خواندهام كه اين نوه من پيغمبر خواهد شد ، اگر در كودكى بميرد ، معلوم مىشود براى خدا بدا حاصل شده است ) سپس پيغمبر صلى الله عليه و آله شترها را آورد و عبد المطلب در هر جاده و دره ئى كسى را بجستجوى پيغمبر فرستاد و فرياد ميزد : « پروردگارا اهل خود را هلاك ميكنى ؟ ! ! اگر چنين كنى براى تو بدا حاصل گشته است » چون چشمش بپيغمبر صلى الله عليه و آله افتاد ، او را در برگرفت و بوسيد و فرمود : پسر جانم : پس از اين ترا دنبال كارى نفرستم ، زيرا ميترسم ، ناگهان گرفتار و كشته شوى .
25 - امام صادق عليه السلام فرمود : چون امير حبشه لشكر خود را همراه پيلان بسوى مكه فرستاد تا خانه كعبه را خراب كند ، بشتران عبد المطلب برخوردند و آنها را پيش راندند ، اين خبر بعبد المطلب رسيد . او نزد امير حبشه آمد . دربان امير در آمد و گفت : اين عبد المطلب بن هاشم است ، گفت : چه ميخواهد ؟ مترجم گفت :
آمده است و تقاضا دارد كه شترانى را كه لشكر تو بردهاند به او برگردانى ، پادشاه حبشه باصحابش گفت :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٣٧