پرنده سنگريزه را افكند و او را هم بكشت .
26 - امام صادق عليه السلام فرمود : در آستانه كعبه براى عبد المطلب فرشى ميگستردند كه مخصوص او بود و براى ديگرى در آنجا فرش گسترده نميشد ، و او فرزندانى داشت كه بالاى سرش ميايستادند و از كسانى كه نزديكش ميرفتند جلوگيرى ميكردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله كه كودكى بود تازه به راه افتاده بيامد و روى زانوى عبد المطلب نشست ، يكى از آنها خم شد تا رسول خدا را از او دور كند ، عبد المطلب گفت از پسرم دست بدار ، زيرا فرشته نزد او آمده [ او را آورده ، يا سلطنت به او رسد ] .
27 - و فرمود : چون پيغمبر صلى الله عليه و آله متولد شد ، چند روز بىشير بود ( گويا مادرش بيمار بوده يا شير نداشته است ) ابو طالب آن حضرت را به سينه خود افكند ، خدا در سينه او شير جارى ساخت و تا چند روز پيغمبر از آن شير مىخورد ، تا آنگاه كه ابو طالب حليمه سعديه را پيدا كرد و پيغمبر را به او داد .
توضيح - اين روايت از لحاظ سند ضعيف و غير قابل اعتماد است ، بدين جهت توجيه و تأويل آن لزومى ندارد .
28 - و فرمود : حكايت ابو طالب حكايت اصحاب كهف است كه ايمان را نهان كردند و شرك را اظهار داشتند ، پس خدا پاداششان را دو بار به آنها داد . ( يك بار به جهت ايمان آوردن و يك بار به جهت تقيه كردن ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٣٩