نه ، زيرا اگر اشتباه تو از اين جهت است كه شنيده ئى ابو طالب بپيغمبر وصيت كرد ، مقصود اينست كه وصايا و امانتهاى پيغمبران سابق نزد او بود و او بپيغمبر تحويل داد ، و ابو طالب در اينجا يك امانت نگهدار بيش نبود نه آنكه خودش حجت و امامى باشد و پيغمبر را وصى و جانشين خود كرده باشد ، سائل معنى سخن امام را نفهميد و دوباره پرسيد : مگر دادن وصايا بپيغمبر صلى الله عليه و آله معنيش اين نيست كه او حجت بر پيغمبر است ؟ حضرت جواب داد : چنين نيست ، بلكه اين عمل ابو طالب با عقيده تو مخالفت و منافات دارد و مقصود از اقرار ابو طالب در روز مرگش اقرار ظاهرى او بود كه ديگران هم آگاه باشند ( و گر نه او از اول بپيغمبر صلى الله عليه و آله ايمان آورده بود ، نهايت اينكه بواسطه تقيه و دستور خود پيغمبر صلى الله عليه و آله ايمانش را اظهار و آشكار نميكرد . )
19 - امام باقر عليه السلام فرمود : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله درگذشت ، آل محمد عليهم السلام ( از شدت تأثر و اندوه ) درازترين شب را ميگذرانيدند ( چون خواب از چشمشان رفته بود و جهان در نظرشان تيره گشته بود ) تا آنجا كه از آسمانى كه بالاى سرشان قرار گرفته و زمينى كه آنها را بر دوش كشيده فراموش كردند . زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله خويش و بيگانه را در راه خدا متحد ساخته بود [ براى رضاى خدا حامى و مدافع خويشان و بيگانگان بود و كمانشان را بزه كشيده بود ] در آن ميان كه ايشان چنان حالى داشتند ، واردى بر ايشان در آمد ، كه خودش را نمىديدند و سخنش را مىشنيدند و او مىگفت :
درود و رحمت و بركات خدا بر شما خانواده باد ، همانا با وجود خدا در سايه او هر مصيبتى را بردبارى و دلخوشى و هر هلاكتى را نجات و از دست رفته ئى را جبرانيست « هر جاندارى مرگ را مىچشد و روز قيامت پاداشهاى شما را تمام مىدهند ، هر كه را از دوزخ بكنار برند و ببهشت در آورند ، كامياب شده و زندگى دنيا جز كالاى فريب نباشد - 185 سوره 3 - » .
همانا خدا شما را برگزيده و برترى داده و پاك نموده و خانواده پيغمبرش قرار داده و علم خود را بشما
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٣٤