تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
حضرت استفاده مىشود اينست كه : ولايت داشتن شخصى بر ديگرى بمعنى اختيار دارى و تصرف در امور و حكومت نسبت به اوست و ثبوت حق ولايت اشخاص بر ديگران ( با وجود آنكه در اصل خلقت و مقتضاى تساوى و عدالت همه افراد بشر برابرند ) جهات و اسباب مختلفى دارد كه يكى از آنها انفاق و بذل مالست به ديگران ، مثلا چون رئيس خانواده بر زن و فرزند و خادمش انفاق مىكند و خرجى آنها را ميپردازد ، بر آنها ولايت پيدا مىكند كه تا حدى ايشان را امر و نهى كند و در برخى از امور مربوط بايشان تصرف و اختيار دارى كند ، ولى اگر خودش مالى نداشته باشد كه به آنها انفاق كند ، قهرا اين ولايت از او سلب مىشود ، تا آنجا كه اگر از عهده مخارج خويش هم عاجز باشد ، ولايت و اختيارى كه بر خود دارد ، از لحاظ اينكه در انتخاب غذا و لباس و مسكن و پيشه آزاد است ، قهرا از او سلب مىشود و به ديگرى كه به او پرداخت كند ، عطا مىشود ، چنان كه حق ولايت بر صغار ، در زمان حيات پدر ، براى خود پدر و بعد از وفاتش ، براى وصى يا قيم و يا اماميست كه مخارج آنها را عهده دار است . و خلاصه از مثالى كه حضرت صادق عليه السلام از قول خود پيغمبر صلَّى الله عليه و آله بيان مىكند ، اولا معنى ولايت دانسته مىشود ثانيا استفاده مىشود كه چون سرپرستى افراد تهيدست و بىسرپرست به عهده پيغمبر و امام عليهم السلام است ، حق ولايت بر آنها هم براى ايشانست ، و البته چنان كه گفتيم ممكن است ولايت را اسباب و جهات زيادى باشد كه تكفل مخارج ، يكى از آن جهات باشد . 7 - رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : هر مؤمن و يا مسلمانى كه بميرد و بدهى داشته باشد كه از بابت فساد و اسراف نباشد ، بر امامست كه آن را بپردازد و اگر نپردازد ، گناهش به گردن او است ، همانا خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : « صدقات از آن فقيران و بىچيزانست - تا آخر آيه 60 سوره 9 - » و او از قرضدارانست و نزد امام سهمى دارد ( كه بعد از فقيران و بىچيزان در آيه شريفه ذكر شده است ) و اگر امام آن را نگهدارد گناهش بر اوست . توضيح - مقصود از فساد گناهست مانند كسى كه بدهيش بابت آشاميدن شراب و برگزارى مجالس فسق و فجور باشد ، و اسراف آنست كه : در مخارج زياد روى كند ، اگر چه در راه مباح باشد ، پس پرداختن اين ديون از بيت المال واجب نيست ، و اما اينكه فرمود : اگر امام نپردازد گناهش به گردن او است ، مطلبى است كه به صورت فرض محال براى بيان واقع و حقيقت بنحو قضيه شرطيه بيان شده است و هيچ گونه اشاره و دلالتى بوقوع آن ندارد ، چنان كه فرموده است : اگر دخترم فاطمه عليها السلام هم دزدى كند ، دستش را ميبرم .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 265 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى