تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
قربانت گردم بار ديگر اميدوار و آرزومند خدمتت رسيدم ، اميد و آرزويم گسترده و بسيار است ، اميدوارم بحاجت خود نائل آيم ، امام صادق عليه السلام به او فرمود : من ترا به خدا پناه مىدهم از اينكه متعرض اين كار شوى كه صبح و شام در فكر آن هستى ، و ميترسم كه اين اقدام ، شرى به تو رساند ، گفتگوى آنها ادامه پيدا كرد و سخن به جائى رسيد كه پدرم نميخواست ، و از جمله سخنان پدرم اين بود كه بچه جهت حسين بامامت سزاوارتر از حسن شد ؟ ( چرا امامت بفرزندان حسين رسيد و بفرزندان حسن نرسيد ؟ ) امام صادق عليه السلام فرمود : خدا رحمت كند حسن را و رحمت كند حسين را ، براى چه اين سخن بميان آوردى ؟ پدرم گفت زيرا اگر حسين عليه السلام عدالت ميورزيد ، سزاوار بود امامت را در بزرگترين فرزند امام حسن عليه السلام قرار دهد . امام صادق عليه السلام فرمود : همانا خداى تبارك و تعالى كه بمحمد صلَّى الله عليه و آله وحى فرستاد ، بخواست خود وحى فرستاد و با هيچ كس از مخلوقش مشورت نكرد ، و محمد صلَّى الله عليه و آله على عليه السلام را به آنچه خواست دستور داد و او هم چنانچه دستور داشت عمل كرد ، ما در باره على نگوئيم ، جز همان بزرگداشت و تصديقى را كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرموده است ، اگر حسين دستور ميداشت كه ببزرگسالتر وصيت كند يا آنكه امامت را ميان فرزندان خود و امام حسن نقل و انتقال دهد عمل ميكرد ، او نزد ما متهم نيست كه امامت را براى خود ذخيره كرده باشد ، در صورتى كه او ميرفت و امامت را ميگذاشت او به آنچه مأمور بود ، رفتار كرد ، و او ( از طرف مادرت ) جد تو « 1 » و ( از طرف پدرت ) عموى تست اگر نسبت به او خوب گوئى ، چقدر براى تو شايسته است ، و اگر زشت گوئى خدا ترا بيامرزد ، پسر عمو !
هامش
« 1 » 1 - مادر عبد اللَّه فاطمه بنت الحسين عليه السلام بوده است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 176 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى