شرح - اخبار و روايات در باره جلالت مقام و تقديس و تكريم از جناب زيد بن على بن الحسين و دعا و ترحم و گريستن امام باقر و صادق عليهما السلام نسبت بوى بسيار است . و اين روايت چنانچه پيداست يك مصاحبه و مشاوره دوستانه و صميمى است ميان امام باقر عليه السلام و جناب زيد براى چاره جوئى در باره بررسى اوضاع مسلمين و تحقيق از مقتضيات وقت و كسب وظيفه دينى و خشمگين شدن جناب زيد از نظر مشاهده اوضاع رقت بار مسلمين و طغيانگرى و لجام گسيختگى خلفاء وقت بوده و از فرمايشات امام باقر عليه السلام هم جز نصيحت و خيرخواهى جناب زيد مطلب ديگرى استفاده نميشود .
17 - عبد الله بن ابراهيم گويد : ( با جماعتى ) نزد خديجه دختر عمر بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام رفتيم تا او را بوفات پسر دخترش تسليت گوئيم ، در حضور او موسى بن عبد الله بن حسن را ديديم كه در گوشه اى نزديك زنان نشسته بود ، ما به آنها تسليت گفتيم و متوجه موسى شديم ، موسى به دختر ابى بشكر كه نوحه خوان بود گفت : بخوان ، او چنين خواند : بشمار رسول خدا را و پس از وى شير خدا ( حمزه ) و در مرتبه سوم عباس ( برادر حمزه ) را - و بشمار على نيكوكار و بشمار جعفر و عقيل را بعد از او كه همه رئيس بودند .
موسى به او گفت : احسنت : مرا بطرب آوردى ، بيشتر بخوان ، او هم دنبال كرد و گفت :
پيشواى پرهيزگاران محمد از خاندان ماست
و حمزه و جعفر پاك از خاندان ماست
على پسر عم و داماد پيغمبر از خاندان ماست
او پهلوان پيغمبر و امام مطهر است
ما نزد خديجه بوديم تا شب نزديك شد ، سپس خديجه گفت : من از عمويم محمد بن على صلوات -