تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
سخن مرا بشنو و اطاعت كن ، بخدائى كه جز او شايسته پرستشى نيست ، من نصيحت و خيرخواهى را از تو باز نداشتم ، چگونه ( باز دارم در صورتى كه تو پسر عمو و بزرگتر فاميل منى ؟ ! ) ولى ترا نمىبينم كه عمل كنى [ حال تو چگونه باشد ، در صورتى كه ترا عملكننده نبينم ] ، و امر خدا هم برگشت ندارد . پدرم در اينجا خوشحال شد ( زيرا از جمله اخير حضرت فهميد كه خدا به آنها پيشرفتى ميدهد ، اگر چه بعقيده امام صادق نابجا و باطل باشد ) امام صادق عليه السلام ( چون خوشحالى نابجاى او را ديد ) به او فرمود : به خدا تو ميدانى كه او ( يعنى محمد پسر تو كه مدعى امامت و در مقام خروج است ) همان لوچ چشم موى پيشانى برگشته ، سياه رنگى است كه در ته سيلگاه * ( سدّه أشجع ) * « 1 » كشته مىشود ( گويا خبرى غيبى به اين مضمون از پيغمبر يا امامان سابق صادر شده بود كه خود عبد الله هم آن را ميدانست ) پدرم گفت : او آن نيست . به خدا سوگند كه او در برابر يك روز ( ظلم بنى اميه و بنى عباس ) يك روز ميجنگد و در برابر يك ساعت ، يك ساعت و در برابر يك سال ، يك سال ، و بخونخواهى تمام فرزندان ابى طالب قيام مىكند . امام صادق عليه السلام به او فرمود : خدا ترا بيامرزد ، چقدر ميترسم كه اين ( مصراع ) بيت بر رفيق ما ( پسر تو ) منطبق شود . * ( منتك نفسك في الخلاء ضلالا ) * « نفست در خلوت به تو وعده هاى دروغ و محال داده » نه به خدا ، او بيشتر از چهار ديوار مدينه را بدست نمىآورد ، و هر چه تلاش كند و خود را بمشقت افكند ، دامنه فعاليتش بطائف نرسد ، اين مطلب ناچار واقع شود ، از خدا بترس و بر خود و برادرانت رحم كن ، به خدا من او را نامباركترين نطفه ئى ميدانم كه صلب مردان بزهدان زنان ريخته است ( زيرا بناحق ادعاء
هامش
« 1 » 1 - سده ( بضم سين ) در خانه است و أشجع نام قبيله ايست از غطفان .