كه به آن مأمور بودم ، بعضى از آنها گفتند : ما دوست داشتيم كه تو در اين موضوع گواه ديگرى هم ميداشتى پدرم گفت : آن را هم خداى عز و جل درست كرده است ، اين ابو جعفر اشعرى است كه بشنيدن اين پيام گواهى ميدهد و از او خواست كه گواهى خود را بگويد : احمد انكار كرد كه در اين باره چيزى شنيده باشد پدرم او را بمباهله طلبيد و ملزمش ساخت ، آنگاه احمد گفت : من اين پيام را شنيدم و اين شرافتى بود كه من ميخواستم به مردى از عرب برسد نه بعجم ، پس همه آن جمعيت به حق معتقد شدند . و در نسخه صفوانى است .
3 - واسطى گويد : از احمد بن ابى خالد خادم ابى جعفر عليه السلام شنيدم كه آن حضرت او را بر اين وصيت نوشته شده گواه گرفته است :
گواهى دهد احمد بن ابى خالد خادم ابى جعفر بر اينكه : ابى جعفر محمد بن على بن موسى بن جعفر ابن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام ، او را گواه گرفت كه او بپسرش على وصيت كرد در باره امور خودش و خواهرانش و نيز امر موسى را زمانى كه به او برسد . ( امام نهم عليه السلام سه دختر و يك پسر بنام موسى مبرقع داشت كه امر آنها را به امام دهم وصيت فرمود ) و عبد الله بن مساور را سرپرست املاك و اموال و مخارج و بردگان و ساير تركه خود نمود . تا زمانى كه على بن محمد بالغ شود ( اين عمل از نظر تقيه بود و مقصود اين است كه به حد امامت برسد - مرآت - ) ، و آنگاه عبد الله بن مساور آنها را به او تحويل دهد تا او به كار خود و خواهرانش قيام كند و كار موسى را به خود او واگذارد تا او هم بعد از فوت
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١١٢