تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
« متعلق ، بپسر بزرگترم » و ابو محمد ( امام حسن عسگرى ) بزرگتر از ابى جعفر بود . 8 - سعد بن عبد الله از جماعتى از بنى هاشم كه يكى از آنها حسن بن حسن افطس است روايت مىكند كه گويند : روز وفات محمد بن على بن محمد ( پسر بزرگتر امام هادى عليه السلام ) در منزل حضرت ابو الحسن بودند و او را تعزيت ميگفتند ، در صحن منزل براى حضرت فراشى گسترده و مردم گردش نشسته بودند ، كه غير از خادمان و مردم متفرقه ، در حدود يك صد و پنجاه تن از خاندان ابو طالب و بنى هاشم و قريش بودند ناگاه حضرت پسرش حسن بن على را كه با گريبان چاك زده آمد و در دست راستش ايستاد و ما او را نميشناختيم ، بعد از مدتى امام هادى عليه السلام به او متوجه شد و فرمود : پسر جان ! خداى عز و جل را شكر كن كه در باره تو امرى پديد آورد . جوان گريست و خدا را شكر كرد و * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * گفت و فرمود : « ستايش خداى را كه پروردگار جهانيانست و من از خدا تماميت نعمتش را نسبت به خود از ناحيه شما ميخواهم و * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * » ما پرسيديم او كيست ؟ گفتند او حسن پسر امام هادى عليهما السلام است و او در آن وقت به نظر ما 20 سال يا اندكى زيادتر داشت ، در آن روز ما او را شناختيم و فهميديم كه امام هادى عليه السلام بامامت و جانشينى او اشاره فرمود . 9 - محمد بن يحيى گويد : بعد از وفات ابى جعفر محمد ، خدمت امام هادى عليه السلام رسيدم و او را تسليت گفتم ، ابو محمد ( امام حسن عسگرى ) هم نشسته بود و گريه مىكرد ، امام هادى عليه السلام به او متوجه شد و فرمود : خداى تبارك و تعالى را حمد كن كه بجاى او از تو جانشينى گذاشته ( يعنى امامت از او به تو منتقل