تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
پريشان كرد ، فرمود : من بسوى آن طغيانگر ( مهدى عباسى ) ميروم ، ولى آگاه باش كه از خود او و از كسى كه بعد از اوست ( هادى ) بدى به من نميرسد . عرضكردم قربانت گردم ، سپس چه مىشود ؟ فرمود : خدا ستمگران را گمراه كند و خدا آنچه خواهد مىكند ( اشاره بمسموم شدن آن حضرت بدست هارون است ) عرضكردم : قربانت ، مطلب چيست ؟ فرمود : هر كه در حق اين پسرم ستم كند و امامتش را پس از من انكار نمايد ( چون طايفه واقفيه ) ، مانند كسى است كه در حق على بن ابى طالب عليه السلام ستم كرده و امامت او را پس از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله انكار نموده است ، عرضكردم : به خدا كه اگر خدا به من عمرى دهد حق او را تسليمش كنم و بامامتش اقرار ورزم ، فرمود : راست گفتى ، اى محمد ! خدا به تو عمر ميدهد و تو هم حق او را تسليمش ميكنى و بامامت او و آنكه بعد از اوست اقرار ميكنى ، عرضكردم ، بعد از او كيست ؟ فرمود : پسرش محمد . عرضكردم : نسبت به او هم راضى و تسليمم

اشاره و نص بر ابى جعفر دوم ( امام نهم ) عليه السلام

1 - يحيى بن حبيب گويد : كسى كه ( همراه رفقايش ) خدمت امام رضا عليه السلام نشسته بود ، به من خبر داد كه چون همه از مجلس برخاستند حضرت به آنها فرمود : ابا جعفر ( امام محمد تقى ) را ملاقات كنيد و به او سلام دهيد و با او تجديد عهد كنيد ، چون آنها برخاستند ، به من متوجه شد و فرمود : خدا رحمت كند مفضل را كه به كمتر از اين هم قناعت ميكرد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 103 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى