لكن اين جهات و علل ديگر « 1 » موجب شد كه از آن ترجمه و شرح سلب اعتماد گشت .
4 - شرح بعضى از احاديث كافى و از اين قسمت دو كتاب را ذكر نموده است :
الف - كتاب « حثيث الفلجة في شرح حديث الفرجة » تأليف سيد بهاء الدين محمّد بن محمّد باقر حسينى مختارى از علماء اوائل قرن دوازدهم .
ب - كتاب « هداية النجدين و تفضيل الجندين » رساله ايست در شرح حديث جنود عقل و جهل اصول كافى .
5 - مختصر كافى و آن منحصر بكتاب محمّد جعفر بن محمّد صفى ناعسى است و يك نسخه خطى آن در كتابخانه اهدائى سيد محمّد مشكات استاد دانشگاه است .
6 - تحقيقاتى كه راجع ببعضى از جهات كتاب كافى شده است و از اين قسمت ده كتاب ذكر مىكند .
اينها پنجاه كتاب تمامست كه در اطراف كتاب كافى نوشته شده است كه بيشتر آنها عربى يا چاپ نشده است و ترجمه و شرح فارسى چاپ شده غير از همان دو كتابى كه در شماره 3 توضيح داديم به نظر نميرسد .
مدير محترم كتابفروشى علميه اسلاميه باينجانب پيشنهاد كرد كه ترجمه و توضيحى براى اصول كافى بنويسم ، من هم چون بعد از كتاب « الكاشف عن الفاظ نهج البلاغه » فهرستى به همان ترتيب براى تمام اصول كافى كه مشتمل بر 3785 حديث است نوشته بودم كه تمام الفاظ و جملات اصول كافى به ترتيب حروف الفبا منظَّم گشته و شماره مسلسل حديث پشت سرش گذاشته شده و آماده چاپست ، از طرفى به آن كتاب جديد العهد بودم و از طرفى ميخواستم نسخه اى از اصول كافى كه شماره هاى حديثش مطابق فهرست من باشد ، در دست باشد از اين جهت و جهات ديگرى كه اكنون
هامش
« 1 » - مانند توجيهاتى كه در تطبيق احاديث با علوم عصر جديد دارد و ما اين موضوع را قبلا توضيح داديم .