تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه مترجم 12

مساهمون:

صمقدمه مترجم ١٢
مطلبى مواجه شود كه هضم و درك آن براى او گران و سنگين باشد ، در صورتى كه همان مطلب براى ديگران ساده و عادى تلقى شود . خود من از مؤمن ساده و بيغرضى كه اندك فضلى هم داشت شنيدم كه بلسان انتقاد از مرحوم كلينى ميگفت : در كتاب اصول كافى از امام چهارم عليه السّلام نقل شده است كه آن حضرت ميفرمايد : « پرهاى كوچك ملائكه در خانه ما ميريزد و ما آنها را از زمين جمع ميكنيم » به او گفتم : اى برادر شما كه طبق مبانى دينى وجود ملائكه و فرود آمدن او را از آسمان به زمين و آوردن وحى او را قبول دارى ، از پذيرفتن پر كوچك او چه استبعادى ميكنى ؟ ! ! مگر پر داشتن ملائكه با چه آيه قرآن و دليل عقلى مخالفست ؟ و در اينجا ميگوئيم نفى و انكار پر ملائكه وقتى صحيح و معقولست كه انسان كيفيّت تجسّم و فرود آمدن ملائكه و نيز كيفيّت ارتباط و برخورد امامرا با فرشتگان درك كرده و فهميده باشد ، و در آنجا دليلى روشن و مقبول ، مخالف با ريختن پر آنها در منزل امام در دست داشته باشد كه باتّكاء به آن دليل بتواند اين روايت را انكار كند و گر نه با مجرد استبعاد ، ردّ و انكارش نزد عقلا پسنديده نيست . اكنون كه واضح گشت كه اين گونه اخبار و احاديث را نبايد انكار كرد و هم نميتوان پذيرفت ، تكليف چيست ؟ و چگونه راه حلَّى بايد پيدا كرد ؟ خوبست جواب اين پرسش را از خود قرآن و اخبار بشنويم و سپس بر عقل دقيق و نكته سنج خود عرضه كنيم . بايد دانست كه امثال اين روايات در آيات قرآن هم هست و بنام « آيات متشابه » خوانده مىشود ، از آيه سوّم سوره آل عمران و خطبه 89 نهج البلاغه و روايات مختلف و متعدد كتب حديث استفاده مىشود كه نسبت به اين گونه مطالب بايد تصديق اجمالى داشت و واقع و حقيقت را به خدا و پيغمبرش ارجاع داد و سكوت نمود و نسبت بنفى و اثباتش چيزى نگفت ، در اينجا چون بداورى عقل و خردمندان بشر هم مراجعه ميكنيم راه حلَّى جز اين نشان نميدهند ، عقل ميگويد : چون گوينده اين سخن صادق و عالم و واقعبين است و حتما معنى صحيح و درستى از آن اراده كرده است ؛ نبايد سخن او را رد كنيم ، و چون معنى كلامش بر ما پوشيده