نكرده و مقتضيات و موانع آن را به خوبى درك ننموده است ، نميتواند آن را انكار كند ، زيرا هر تصديقى فرع بر تصوّر و اثبات و نفى هر چيزى پس از ثبوت و حضور آن چيز در ذهنست و بلكه موضوع نفى و انكار بسى مشكلتر از اثبات و پذيرفتن است .
در مثال محسوس اگر سوزنى در خانه گم شود بمحض اينكه آن را در گوشه اى ببينيم ميتوانيم بگوئيم : « سوزن در خانه هست » ولى اگر بخواهيم وجود سوزن را در خانه نفى كنيم و بگوئيم : « سوزن در خانه نيست » وقتى ميتوانيم كه تمام اشياء و لوازم خانه و همه نقاط بالا و پائين آن را بدقت بررسى كرده باشيم . بسى واضح و روشن است كه اثبات و نفى مطالب عقلى و مباحث علمى بسيار دقيقتر و باريكتر از اين مثالست .
در حديث 211 همين كتاب ميخوانيد كه امام صادق عليه السّلام بزنديقى كه خدا را انكار ميكرد ، فرمود : « تو كه به آسمان بالا نرفته و فضاى لا يتناهى را بررسى نكرده اى و به زمين هم فرو نرفته و طبقات مختلف و متعدد آن را كنجكاوى ننموده ئى ، چگونه خدا را انكار ميكنى ؟ » يعنى اگر خدا - العياذ با لله - جسم ميبود ، و مانند سلطانى مقتدر بر اريكهء عرش خود تكيه ميداشت تو حقّ نداشتى او را انكار كنى تا چه رسد باينكه او جسم نيست و به چشم ديده نمىشود و در مغز كوچك تو نميگنجد .
آن مرد عاقل و فهميده بود . استدلال روشن امامرا درك كرد و در همان محضر بخداى يگانه اقرار كرد سپس مسلمانى با ايمان و پسنديده و از اصحاب امام صادق عليه السّلام گشت .
اى برادرى كه خداى تعالى چشم بينا و قلب دانا و عقل سالمت عنايت فرموده است ، بدان كه اخبار و احاديث كتاب كافى چنانچه از مقدمه مؤلفش پيداست براى روشن ساختن جاهلان و تنبّه بىروشان مقلَّد برگزيده و تأليف گشته و همگى بر اساس عقل و فطرت سالم پايه گذارى شده است ، فقط ممكن است گاهى خواننده محترم با
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه مترجم 11
مساهمون: الشيخ الكليني
صمقدمه مترجم ١١