سلسله سند تا برسد به امام ذكر كند و گاهى صدر سند را حذف كرده زيرا حديث را از كتاب شخصى كه از او روايت نموده نقل كرده و سلسله سند در آن كتاب بوده است يا بواسطه آنكه بسندى كه قبلا گذشته حواله كرده است .
3 - يكى از بزرگان محققين گفته است : روش كلينى در ترتيب احاديث هر باب اينست كه حديث درستتر و روشنتر را در اول باب قرار داده و سپس به همين ترتيب احاديث مبهم و مجمل را ذكر نموده است از اين جهت غالبا احاديث آخر هر بابى خالى از اجمال و ابهام نيست .
4 - در بيشتر موارد ، اخبار متعارض را ذكر نكرده و تنها بذكر رواياتى كه دليل عنوان با بست اكتفا نموده و اين خود دليل ترجيح دادن اوست روايات ذكر شده را بر رواياتى كه ذكر نكرده است . پايان نقل از مقدمه آقاى دكتر محفوظ .
احاديث متشابه را بپذيريم يا رد كنيم ؟
در ميان روايات و احاديث كتاب كافى و همچنين . كتب ديگر حديث ، مطالبى يافت مىشود كه درك آنها دشوار و سنگين به نظر ميرسد و خرد و مغز انسان تحمل هضم و فهم آن را ندارد ، در اينجا سؤالى كه در بالا نوشتم ، پيش مىآيد : « احاديث متشابه را بپذيريم يا رد كنيم ؟
اگر بايد بپذيريم . تكليفى محال و غير مقدور است ، زيرا محل پذيرش اين مطالب تنها عقل و مغز انسانست كه در ابتداى مواجهه ، گنجايش آن را در خود احساس نكرده و از آنها روگردان شده است و تعبد هم در اينجا راه ندارد زيرا ممكن نيست انسان را وادار كنيم بباور داشتن آنچه باور ندارد و پذيرفتن آنچه عقلش درك نميكند اين تكليف متناقض و غير مقدور و تحميلى ناممكن و غير مشروعست .
و اگر تكليف ما رد كردن و نپذيرفتن اين احاديث باشد ، با مشكل ديگرى مواجه ميشويم كه آن هم بدستور همان عقل واقع بين و دورانديش است ، زيرا از بديهيات عقل سالم است كه تا انسان مطلبى را به تمام جهات و شرائطش احاطه پيدا