منظور وى عموزادگانش را جمع كرده به آنان گفت : خطبه خواندن ما براى فاطميان به خاطر اموال آنان است و يا بر اثر ترس از ايشان . اما اكنون ترسى وجود ندارد و دليلى ندارد كه ما از ترس جان از تابعيت ملكشاه درآييم . بهتر است فرستادهاى را به مصر اعزام كرده اوضاع را براى ايشان شرح دهيم . اگر امور به خوبى پيش رفت ، همين وضعيت را ادامه مىدهيم ، اما اگر به خلاف انتظار ما بود ، ما هم اوضاع را زير و رو مىكنيم . « 1 » شريف به همين منظور دو نفر از افراد مورد اعتمادش را به مصر فرستاد تا از اوضاع و احوال مصر آگاهى يابند و اگر اوضاع خليفهء فاطمى درست و به سامان بود ، شريف خطبه خواندن به نام وى را ادامه دهد . « 2 » وى به اين دو نفر دستور داد تا وانمود كنند كه براى گرفتن صله و اموال مقرر سالانه و پرده كعبه از بدرالجمالى به مصر آمده اند . زمانى كه اين دو نماينده به مصر رسيدند ، خواسته خويش را مطرح كرده و مدتى در آنجا اقامت نمودند و سپس به حجاز بازگشتند ، در حالى كه نمايندهاى از سوى حاكم مصر همراهشان بود كه ده هزار دينار با خود آورده بود . گفتهاند كه او سههزار مثقال طلا با خود به مكه آورده بود تا شريف سوگند ياد كند و خود را مقيد سازد كه به نام خليفهء فاطمى خطبه خوانده و اين كار را همچون گذشته ادامه دهد . اين مقدار طلا ، به همراه پردهء كعبه و خلعتهايى براى امير و ديگر اعضاء خاندان بنىهاشم و اموال مقررى ساليانه به شريف مكه تحويل شد . « 3 » زمانى كه اين دو نماينده از مصر
هامش
( 1 ) . سبط بن جوزى ، مرآة ، ص 179
( 2 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 8 ، ص 298 ؛ ابن فهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 478
( 3 ) . سبط بن جوزى ، مرآة الزمان ، ص 179