موارد مختلفى خود را نشان مىداد . يكى از آن موارد ، خطبه بود كه مىبايست نام يكى از آن دو ، در منابر حجاز در موسم حج برده مىشد و ديگرى اين كه كدام يك از آن دو به عنوان رهبر دينى - سياسى ، سرپرستى حجاج را در اختيار داشته و حج را براى آنان اقامه كند . همين طور در پرده كعبه و تلاش هر كدام براى اجراى شعائر خاص خودشان در باره كعبه نيز اين بحث جريان داشت . افزون بر اينها ، انجام خيرات و حمايت از حجاج در مسيرهاى منتهى به مكه و گرفتن ماليات از حجاج و نيز فراهم كردن آب در طول مسير و در شهر مكه ، عرصههاى ديگر اين رقابت بود . از طرفى ، كارهاى عمرانى در مكه مكرمه ، از جمله اقداماتى بود كه مورد توجه حجاجى كه از نقاط مختلف دنياى اسلام به مكه مىآمدند ، قرار مىگرفت و آنان با چشم مىديدند و گواهى مىدادند كه تا چه اندازه آن دولتها به حرمين رسيدگى كرده و به مقدّسات عنايت دارند .
چنان كه گفتيم ، شرايط اقتصادى مصر در اوائل نيمهء دوم قرن پنجم هجرى ، در بدترين وضع ممكن بود و به همين جهت ، مستنصر فاطمى ، قادر به ارسال كمك به اشراف مكه نبود . حكومت فاطمى نگران بود كه مبادا اين مسأله ، بر نفوذ فاطميان در حجاز تأثير منفى داشته باشد و موجب ضعف و سستى آنان شود ؛ « 1 » زيرا وقتى پولى به اشراف حجاز پرداخت نمى شد ، آنان در پى منابع مالى جديد بودند و جاى ديگرى به دنبال گمشده خود مىگشتند و طبعا با منبع جديد كه كسى جز سلاجقه و عباسيان
هامش
( 1 ) . ماجد ، السجلات ، سجل 62 ، ص 203