شد ، نيرويى براى نبرد با وى فرستاد . در ابتدا ناصرالدوله بر آن سپاه غلبه كرد و در اسكندريه ، دمياط و ديگر مناطق ساحلى ، به نام القائم عباسى خطبه خواند و مانع از رسيدن ارزاق به قاهره شد ، « 1 » اما در حملهء بعدى مستنصر بر وى پيروز شد و در سال 465 / 1073 توانست با كشتن ناصرالدوله اين توطئه خطرناك را از ميان ببرد . مدتى پيش از آن ، خليفه ، بدرالجمالى را از عكا فراخوانده و وزارت دولت فاطمى و تأمين امنيت و اداره مصر را به وى واگذار كرده بود . الجمالى نيز خليفه را از اين مشكلات نجات داد و در حل معضلات اقتصادى موفقيتهايى به دست آورد و ديگر بار ، دولت فاطمى را احيا كرد و هيبت و قدرت از دست رفته را تا حدودى به آن باز گرداند . « 2 »
به هر روى ، وضعيت سياسى - اقتصادى دولت فاطمى در پى اين بحرانها ، بد شد و علاوه ، شورش بساسيرى كه هزينههاى مالى گزافى بالغ بر به دو ميليون و 300 هزار دينار در بر داشت ، « 3 » سبب كاهش قدرت و نفوذ دولت فاطمى در حجاز و نقاط ديگر مىگرديد ، زيرا موجب مىشد كه اين دولت نتواند به تعهدات خود در قبال اشراف حجاز - كه دايما درخواست حقوق و مزاياى بيشتر داشتند - عمل كند ، زيرا دولت فاطمى
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 64 ؛ مقريزى ، اتعاظ ، ج 2 ، ص 303 - 302
( 2 ) . ابن ظافر ، اخبار الدول ، ص 77 - 76 ؛ ابن خلكان ، وفيات ، ج 2 ، ص 449 ؛ ابن ميسر ، اخبار مصر ، ج 2 ، ص 21 ؛ ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 64 ؛ مقريزى ، اتعاظ ، ج 2 ، ص 306 ؛ المقفى الكبير ، ج 2 ، ص 398 - 396
( 3 ) . ابن ميسر ، اخبار مصر ، ج 2 ، ص 11 ؛ مقريزى ، اتعاظ ، ج 2 ، ص 232 ؛ ابن تغرىبردى ، النجوم ، ج 5 ، ص 112 - 111