رسمى اعلاى خود تلقى مىكردند . « 1 » چيزى نگذشت كه سلجوقيان دولت خود را در غرب گسترش دادند ، تا آن كه در سال 447 / 1055 به شهر حلوان در مرز عراق رسيدند و بدين ترتيب با آنچه در عراق روى مىداد ، از نزديك آشنا شدند و آمادگى لازم را براى ورود به عراق كسب كرده و شرايط را مناسب ديدند . بدين ترتيب ، آنان يك نيروى سياسى - نظامى در جبهه شرقى پديد آورده بودند كه رسماً مورد تأييد خلافت عباسى قرار داشت ، به طورى كه در همان سال ، قائم خليفهء عباسى ، لقب « السلطان ركن الدوله ابوطالب طغرل بك محمد بن ميكائيل يمين امير المؤمنين » را به طغرل ، سلطان سلجوقيان اعطا كرد . « 2 » شرايط دشوارى كه بر اثر نفوذ آلبويه در دستگاه خلافت پديد آمده بود ، سبب شد تا خليفهء عباسى ، از سلطان سلجوقى درخواست كمك كند تا او را از اين دشوارى بيرون آورد ، « 3 » بويژه آن كه طغرل پيرو مذهب تسنن ، يعنى مذهب خلفاى عباسى بود و در برابر ، آراى شيعه را در باب خلافت قبول نداشت . افزون بر اين ، سلجوقيان سخت به خليفهء عباسى احترام گذاشته او را امام اهل سنت به شمار آورده و بر خود واجب مىدانستند تا با شمشير از وى دفاع كرده ، او را دوست بدارند و احترامش را داشته باشند . « 4 »
هامش
( 1 ) . سرور ، النفوذ ، ص 124
( 2 ) . راوندى ، راحة الصدور ، ص 169
( 3 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 8 ، ص 163 ؛ ابن اثير ، كامل ، ج 9 ، ص 610 ؛ فارقى ، تاريخالفارقى ، ص 155
( 4 ) . ابن كثير ، البداية و النهايه ، ج 12 ، ص 69 ؛ باسيه ، سلاجقه ، دايره المعارف الاسلاميه ، ج 12 ، ص 29