ربيع الاول سال 459 ضمن صدور فرمانى ، با درخواست صليحى موافقت كرده و از وى خواسته بود تا با تدبير خويش به اصلاح اوضاع مكه بپردازد .
همچنين خليفه در فرمان خود ، بر جلوگيرى از هتك حرمت اماكن مقدّسه و ريخته شدن خون و تا سر حد امكان جلوگيرى از فتنه تأكيد كرده بود . « 1 »
زمانى كه هيأت يمنى با اين فرمان بازگشت و صليحى از موافقت مستنصر آگاه شد ، آهنگ مكه كرد تا ضمن اداى حج ، آن را از سيطرهء خاندان هواشم بيرون آورد . وى در اواخر سال 459 پسرش احمد را به جاى خود گماشت ، و از او خواست تا در غياب وى ، امور يمن را اداره كند و خود به سوى مكه حركت كرد . « 2 » زمانى كه به شهر مهجم ، يكى از شهرهاى شمال يمن « 3 » وارد شد ، براى استراحت در مزرعهاى به نام « امدهيم » و در كنار چاه ام معبد فرود آمد . در اين هنگام ، سعيد بن احول بن نجاح به وى حمله كرده ، او را كشت و سپاهش را شكست داد و بر همه چيز مسلط گرديد . « 4 » همزمان با اين رويداد ، محمد بن جعفر بار ديگر به نام مستنصر فاطمى خطبه خواند ، چرا كه يارانش وى را به خاطر ذكر نام خليفهء عباسى در خطبه سرزنش كرده بودند . « 5 » و در مورد حملهء نظامى مجدد
هامش
( 1 ) . همدانى ، الصليحيون ، ص 305 ج 306 ؛ ( از عماد الدين ادريس ، عيون الاخبارف ج 7 ، ص 96 - 82
( 2 ) . عمارة اليمنى ، تاريخ اليمن ، ج 1 ، ص 162 - 161
( 3 ) . همدانى ، صفة جزيرة العرب ، ص 75 ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، ج 5 ، ص 229
( 4 ) . عمارة اليمنى ، تاريخ اليمن ، ص 55 ؛ ابن ظافر ازدى ، اخبار الدول المنقطعه ، ص 73 ؛ خزرجى ، العسجد المسبوك ، ص 66 ؛ بامخرمه ، تاريخ ثغر عدن ، ج 2 ، ص 163 ؛ همدانى ، الصليحيون ، ص 100 - 99
( 5 ) . قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 275