جعفر كه از مكه خارج شده و به منطقهء ينبع رفته بود ، توانست نيروهايش را ساماندهى كند و مكه را از سليمانىها باز پس گيرد . وى بار ديگر امارت و حاكميت مكه را در اختيار گرفت و مردم را به اطاعت خويش درآورد .
زان پس خطبه خواندن به نام مستنصر فاطمى را از سر گرفت . « 1 »
محمدبن جعفر كه زمانى پيش از آمدن صليحى امارت مكه را به طور مستقل در اختيار داشت ، اكنون كه دوباره با زور سلاح شهر را از دست سليمانىها گرفته بود ، عنوان نيابت از صليحى را براى امارت ، مناسب خود نمى ديد ؛ به همين جهت از يمن اعلام استقلال كرد و كوشيد تا دايرهء امارت خويش را توسعه دهد . وى به شهر حلى بن يعقوب كه از شهرهاى يمن در ساحل درياى سرخ بود ، « 2 » حمله كرد و در سال 456 بر آن تسلط يافت و هر آنچه در آن شهر متعلق به على بن محمد صليحى بود ، تصاحب كرد . « 3 » وى با اين كار مىخواست نشان دهد كه مستقل عمل كرده و براى تسلط بر همه سرزمينى كه در دوره اسلافش تابعيت مكه را داشت - از جمله شهر حلى كه در طول قرون مورد نزاع امراى مكه و يمن بود - اصرار دارد . هدف ديگر وى از حمله به اين شهر ، خروج از سلطه و حاكميت يمن و شوراندن يمنىها بر ضد على صليحى بود . « 4 » گواه اين مدّعا آن است كه صليحى ، از توسعه طلبى شريف مكه به هراس افتاد و با نوشتن نامهاى
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 ، ص 103 ؛ فاسى ، العقد ، ج 1 ، ص 440 - 439 ، عصامى ، سمط النجوم ، ج 4 ، ص 199
( 2 ) . ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 297
( 3 ) . همدانى ، الصليحيون ، ص 93
( 4 ) . همدانى ، همان ، ص 93