به مستنصر فاطمى ، از وى خواست تا بار ديگر براى حمله به حجاز و نبرد با امير مكه به وى اجازه دهد . مستنصر با نوشتن نامهاى كوشيد تا نگرانى وى از ناحيه امير مكه را از بين ببرد ، چرا كه از انتقامگيرى حاكم مكه هراسان بود و علاوه بر آن چنين حملهاى را موجب هتك حرمت اماكن مقدّسه مىدانست . « 1 »
زمانى كه محمد بن جعفر از اين وضعيت آگاه شد ، بار ديگر تبعيت از مستنصر فاطمى را رها كرده و اطاعت از قائم عباسى را از سر گرفت . و اين واقعه با موسم حج سال 458 مقارن بود . « 2 » در اين هنگام ، صليحى كوشيد تا از فرصت استفاده كرده ، زمينه را براى تسلّط مجدّد خود بر مكه فراهم سازد و با كسب اجازه از خليفهء فاطمى ، مشروعيت كار خود را توجيه كند .
وى در صفر سال 458 « 3 » هيأتى متشكل از عمران بن فضل ، نجيب بن عفير ، يوسف بن محمد و عنتر بن عشم را نزد مستنصر فرستاد تا براى اداى مناسك حج توسط صليحى از خليفه اجازه بگيرند و صليحى ضمن انجام حج ، به اصلاح اوضاع مكه بپردازد و « فسادى را كه در حرم خداى پديد آمده از ميان برده ، عدل را برپاى دارد و راههاى سفر را ايمن گرداند و آن را از مفسدان پاك گرداند » . « 4 » مستنصر اين درخواست را پذيرفت و در
هامش
( 1 ) . ماجد ، السجلات ، سجل 4 ، ص 39 ج 43 ؛ سجل 7 ، ص 50 - 47
( 2 ) . ابن كثير ، البداية و النهايه ، ج 12 ، ص 92 ؛ قلقشندى ، مآثر الانافه ، ج 1 ، ص 346 ؛ ابنفهد ، اتحاف ، ج 2 ، ص 471 - 470 ؛ سخاوى ، التحفة اللطيفه ، ج 2 ، ص 466
( 3 ) . همدانى ، الصليحيون ، ص 96 ( از عمادالدين ادريس ، عيون الاخبار ، ج 7 ، ص 78 )
( 4 ) . زيعلى ، مكة و علاقاتها الخارجيه ، ص 68 ؛ همدانى ، الصليحيون ، ص 306 ( ازعمادالدين ادريس ، عيون الاخبار ، ج 7 ، ص 86 - 82 )