تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
پس چون اين نامه برسيد ، باذان نامه بخواند ، و مردمان يمن اين حديث و احوال بدانستند ، و جمله از بر خويش مسلمان شدند و ايمان آوردند ، و دين پيغامبر ما بپذيرفتند ، و هم اندر ساعت رسولى سوى پيغامبر صلّى اللَّه عليه فرستادند و گفتند كه ما را پيدا شد كه تو پيغامبر خدايى ، و آنچه تو بدين رسولان پرويز گفته بودى همه راست بود و باذان و سپاه و لشكر و هر چه در يمن ، جمله مسلمان شديم و دين تو پذيرفتم . اكنون كسى را بفرست تا ما را دين و اسلام « 1 » بياموزد . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه اول معاذ جبل را بفرستاد تا ايشان را دين اسلام و شريعت در آموزد ، و از پس او يك يك را مىفرستاد تا جملهء « 2 » يمن دين او گرفتند . و چون خبر بملك عجم رسيد ملك عجم دست از كار پيغامبر عليه السّلام بداشت ، و كار يمن استقامت گرفت بر دين پيغامبر عليه السّلام ، و اين نيز هم از علامتهاى پيغامبر بود . و نيز هم از علامتهاى پيغامبر بود عليه السّلام كه هنوز در وجود نيامده بود حديث ابرهة الصباح ، كه از يمن بيامد با پيل بمكّه ، و اين قصّه بجاىگاه خويش گفته آيد ، و لكن لختى ازين قصه اين جا ياد كنيم .

حديث اصحاب الفيل

و سبب اين قصّه چنان بود كه در آن وقت كه ابرهة بن الصباح بدر مكّه آمد با پيل ، پيغامبر صلّى اللَّه عليه هنوز در وجود نيامده « 3 » بود . و آن نور پيغامبرى بر پيشانى عبد المطّلب همى تافت ، و ابرهه خبر او شنيده بود . پس چون قصد مكّه كرد ابرهه كس فرستاد تا همه چهارپايان مكّيان
هامش
( 1 ) دين اسلام . ( صو ) ( 2 ) يك بديگر فرستاد و خليفتان تا همهء . ( صو ) ( 3 ) هنوز از مادر نزاده . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 350 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى