نبات هره چيزى ، « 1 » و بيرون آورديم از آن سبزى ، بيرون آريم « 2 » از آن دانه يك بر ديگر ، « 3 » و از خرمابنان از بار آن « 4 » شاخهاى « 5 » نزديك يكديگر ، و بوستانها از انگور ، و زيتون و انار « 6 » ماننده و ناماننده يكديگر بنگريد سوى ميوهء آن كه چون بار آورد و خوش گيرد . « 7 » كه اندر آنست آيتهاى ما گروهى را كه بگروند *
100 - و كردند خداى را انبازان پريان ، و بيافريدشان ، و نام زده كردند « 8 » او را فرزندان و دختران بجز دانش ، « 9 » پاك است او و برتر از آنچه مىنشانى دهند « 10 » *
101 - آفريدگار آسمانها و زمين ، از كجا باشد او را فرزند و نه باشد او را يار ، « 11 » و بيافريد هر چيزى ، و اوست به همه چيزى دانا *
102 - آنست خداى خداوند شما ، نيست خداى مگر او ، آفريدگار همه چيزى [ بپرستيد او را ] ، « 12 » و اوست بر همه چيزى نگاهبان *
103 - نه در رسد به دو چشمها و او اندر رسد ببينهائيها « 13 » و اوست باريكدان و دانا « 14 » *
هامش
( 1 ) بدان آب ، رستن هر چيزى . ( صو ) - بدان گياهى همه چيزى . ( خ ) در متن :
« هره » و شايد « هر » يا « همه »
( 2 ) آورديم . ( صو )
( 3 ) يك بر ديگر نشسته . ( صو ) - بر هم نهاده . ( خ ) ترجمهء متراكب .
( 4 ) كارد وى ( ؟ ) ( صو ) - از بار آن . ( خ ) ترجمهء « طلع » .
( 5 ) خوشها . ( صو ) ترجمهء : « قنوان »
( 6 ) نار . ( صو . خ )
( 7 ) پختن وى . ( صو ) - رسيدن آن . ( خ ) ترجمهء : ينعه .
( 8 ) بساختند و بنهادند . ( صو ) - گفتند . ( خ ) - تراشيدند . ( ابو الفتوح ) ترجمهء :
« خرقوا »
( 9 ) ببى دانشى . ( خ ) - كلمهء « به غير علم » در متن هميشه « بجز دانش » و در نسخهء ( خ ) ، « نادانى » و « ببىدانشى » ترجمه شده است و اين بهترست .
( 10 ) همى وصف كنند . ( صو ) - مىگويند . ( خ )
( 11 ) يارى يعنى زنى . ( صو ) - زن . ( خ )
( 12 ) ( خ ) - در متن ترجمهء « فاعبدوه » از قلم كاتب افتاده است .
( 13 ) نه اندر يابد او را چشمها و او اندر يابد چشمها را . ( خ )
( 14 ) مهربان آگاه . ( صو ) - باريك دان و آگاه . ( خ )