أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ ، فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ . وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ
« 1 » .
پس گفتند كه : ديگر چه دارى ؟ گفت : هر چه خورديد ؛ و آنچه فردا را نهادهايد « 2 » همه بگويم . و آن نيز همه بگفت ، چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
. « « 3 » » گفتند اين همه دانستيم ديگر چه دارى ؟ گفت : مرده را زنده كنم .
چنان كه گفت :
وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ
. « « 4 » » گفتند كه اگر مرده را زنده گردانى آن گاه ما به تو بگرويم .
پس عيسى گفت كه نگاه كنيد تا كيست كه ديرگاهست تا مرده است « 5 » . گفتند كه سام بن نوح ، و گفتند كه اگر تو او را زنده گردانى پس ما به تو بگرويم . عيسى گفت كه اين بر خداوند من آسانست . گفت كه مرا بسر گور سام برى « 6 » . و او را بر گور سام بردند ، و جمله خلق بيت المقدس خرد و بزرگ با او برفتند تا بسر گور سام .
و چون بسر گور رسيدند ، عيسى از دور بيستاد ، و دو ركعت نماز كرد ، و خداوند خويش را بخواند ، و دعا كرد كه : بار خداوندا بحقّ تو بر تو كه مرا نوميد نگردانى ، و اين سام را زنده گردانى . و حق تعالى دعاى او اجابت كرد . و عيسى از دور آواز داد ، و گفت كه يا سام بن نوح قم باذن اللَّه .
برخيز بفرمان خداوند عزّ و جلّ . در حال آن گور شكافته شد ، و سام سر از گور بر كرد . و عيسى او را پرسيد كه تو كيستى ؟ سام جواب داد كه من سام بن نوحام . و گفت كه من كيستم ؟ گفت كه تو عيسى بن مريمى ، پيغامبر خداى عزّ و جلّ .
هامش
( 1 ، 3 ، 4 ) آل عمران 49
( 2 ) هر چه شما خوردهايد و آنچه فردا را باز نهادهايد .
( خ ) - هر چه شما خورديد و آنچه فردا را نهادهايد . ( صو )
( 5 ) گفت كرا خواهيد تا زنده كنم ؟ ( خ )
( 6 ) بريد . ( صو )