109 - آن روز كه بهم آورد « 1 » خداى پيغامبران را گويد چه جواب داديد شما ؟ « 2 » گفتند : نيست دانش ما را كه توى تو داناى نهانهاى « 3 » * ( حزب اول )
110 - چون گفت « 4 » خداى كه : يا عيسى پسر مريم ياد كن نعمت من بر تو و بر مادر تو ؛ كه نيرومند كردم ترا بباد پاك « 5 » سخن گفتى مردمان را اندر گهواره و اندر پيرى « 6 » ؛ و اندر آموختم ترا كتاب و حكمت « 7 » و تورية و انجيل ؛ كه مىكردى « 8 » از گل همچون مانند مرغى « 9 » بفرمان من ؛ و بدميدى اندران و ببود مرغى بفرمان من ؛ و ببردى [ نابينايى ] مادرزاد « 10 » و بيسى بفرمان من ؛ كه بيرون آوردى مرده را « 11 » بفرمان من ؛ كه بازداشتم فرزندان يعقوب [ را ] از تو كه آمد « 12 » بديشان پيدايىها ، گفت « 13 » آن كسها كه كافرانند ازيشان :
آنست اين مگر جادوى هويدا *
111 - چون وحى كردم سوى حواريان « 14 » كه بگرويد به من و به پيغامبر من ، گفتند كه : بگرويديم و گواهى ده كه ماييم مسلمانان *
112 - و گفتند حواريان « 15 » كه : يا عيسى پسر مريم هيچ تواند
هامش
( 1 ) گرد آرد . ( صو ) - كه فراهم آورد . ( خ )
( 2 ) چه چيز پاسخ دادند شما را .
( صو ) - چه اجابت كردندتان . ( خ ) - ترجمه « ما ذا أجبتم »
( 3 ) دانندهء ناپيدايىها .
( صو ) - داناى نهانى . ( خ )
( 4 ) ( صو ) - متن : و گفت .
( 5 ) بجبريل .
( صو . خ )
( 6 ) پيرى . ( خ ) - بزرگى . ( صو )
( 7 ) سخن صواب . ( صو )
( 8 ) ( خ ) - متن : و بكنى .
( 9 ) برسان مرغ پرنده . ( صو ) - چون مانند مرغى . ( خ )
( 10 ) و ببردى نابينايى مادرزاد را . ( خ ) - و بهتر كردى نابيناى مادرزاد را . ( صو ) متن : و ببرد كيى ( ؟ ) مادرزاد .
( 11 ) مردگان را . ( صو . خ )
( 12 ) كه آوردى . ( خ )
( 13 ) گفتند . ( صو . خ )
( 14 ) ياران . ( صو ) - حواريان . ( خ )
( 15 ) ياران و خاصگان . ( صو ) - گازران . ( خ )