تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
پس عيسى گفت كه يا سام خواهى كه تا ترا از خداى درخواهم ، تا چند گاه ديگر زنده مانى ، و در ميان ما مىباشى ، گفت كه نا ، يا پيغامبر خداى ، كه من ديگر بار طاقت تلخى جان كندن ندارم ، بايد كه حاجت خواهى تا هم بدان جاى خويش باز گردم كه بودم . و عيسى از خدا تعالى درخواست و او هم بدان جاى باز رفت كه بود . و آن مردمان گفتند كه اين جادواى است سخت استاد ، و به دو نگرويدند مگر اندكى ازيشان . و عيسى ناگاه از شهر بيرون رفت ، و خواست كه هجرت كند و جايى برود . چون از دروازه بيرون شد و بگازركاهى رسيد ، و جماعتى گازران را ديد كه جامه مىشستند . و عيسى ايشان را گفت كه من همى سوى خداوند عزّ و جلّ خواهم رفت بهجرت ، هيچ كس از شما باشد كه رغبت كند و با من بيايد ؟ « 1 » ايشان بيست مرد گازر بودند و ازان بيست دوازده « 2 » با عيسى برفتند ، و دست از گازرى بداشتند . و گازران را بتازى حوارى خوانند از بهر آن كه جامه سپيد كنند ، و نيز قصّار خوانند كه قصارت كند . « 3 » و پس اين دوازده تن با او برفتند . و چون به شهر اندر خبر شد بسيارى خلق نيز بر اثر او برفتند و روى بدان بيابان نهادند . و چون دو سه روزى رفته بود خلقى انبوه بر عيسى گرد آمده بودند ، و در ميان بيابان بود ، و هيچ آبادانى نبود كه طعامى يافتندى . پس اين مردمان بدان حواريان گفتند كه شما بعيسى نزديك‌تريد ، بايد كه او را بگوييد تا با خداى تعالى بگويد تا ما را طعام « 4 » فرستد ، يا خوانى كه بران طعام باشد تا
هامش
( 1 ) هيچكس خواهد از شما كه با من يار باشد و مرا نصرت كند ؟ ( صو ) ( 2 ) دوانزده . ( صو ) ( 3 ) كه قصارت دهد . ( صو ) ( 4 ) تا تواند كردن كه خداى تعالى ما را از آسمان طعام . ( صو )