تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
آيد يكى را « 1 » از شما مرگ - هنگام اندرز كردن - دو گواه گواهان راست « 2 » از شما ؛ يا ديگران از جز شما اگر شما برويد اندر زمين « 3 » و برسد شما را مصيبت مرگ [ بازداريد ايشان را ] « 4 » از پس نماز ، سوگند خورند بخداى - اگر گمان كرديد « 5 » نه خريم بدان ببهايى ؛ و اگر بود خداوند خويشى « 6 » و نه پنهان كنيم گواهى خداى ؛ كه ما آن گاه باشيم از بزه‌كاران * 107 - اگر بر رسد « 7 » بران كه ايشان سزا شدند بزه‌اى ، ديگران بيستند بجايگاه ايشان « 8 » از آن كسها كه واجب شد بر ايشان ، پيش‌تر « 9 » ، سوگند خورند بخداى [ كه ] گواهان ما راست‌تر از گواهان ايشان ، و نه ما از حدّ اندر گذشتيم « 10 » كه ما آن گاه از ستمكاران باشيم * 108 - آنست نزديك‌تر كه بيايد بگواهى « 11 » بر رويهاى آن ، يا بترسند كه باز گردانيده آيد سوگندى از پس سوگند ايشان ؛ و به پرهيزيد « 12 » از خداى و بشنويد ، و خداى نه راه نمايد گروه تباه‌كاران [ را ] *
هامش
( 1 ) بيكى . ( صو . خ ) ( 2 ) دو تن با داد باشند . ( صو ) - دو گواه بايد راست گوى . ( خ ) ( 3 ) يا دو ديگر از جز شما اگر شما به سفر بيرون رويد اندر زمين . ( صو ) ( 4 ) ( صو ) « تحبسونهما » در متن معنى نشده است . ( 5 ) اگر به شك افتيد . ( صو ) - اگر به شك باشيد . ( خ ) ( 6 ) و اگر چه باشد خويشاوند نزديك . ( صو ) ( 7 ) اگر بر رسيده آيد . ( صو . خ ) ( 8 ) دو ديگر بايد كه بايستند بجاى دو اول . ( صو ) ( 9 ) سزاوارترين . ( صو ) - بيشينان . ( خ ) ترجمهء : « اوليان » ( 10 ) كه گواهى ما سزاوارترست از گواهى ايشان و از خداى ( ظاهرا : حد ) اندر نگذشتيم . ( صو ) - كه گوايى ما سزاوارتر از گوايى ايشان و نه از حد بگذريم . ( خ ) ( 11 ) آنست كه بيارند گواهى را . ( صو ) - آنست سزاوارتر كه بيارند بگوايان . ( خ ) ( 12 ) بترسيد . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 427 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى