5 فصّ حكمة مهيميّة في كلمة إبراهيميّة
بدان كه تخصيص حكمت مهيميّه به كلمهء ابراهيميّه از آن جهت ( 1 ) شد ، كه شدت و له عشق عند التجلَّى الحق بجلاله و جماله ( 2 ) به إبراهيم غالب شد .
بدان كه ذات با جميع صفات دفعة كالبرق جمال بنمود و ( 3 ) إبراهيم را بربود ، و حجاب انانيّت ابراهيميّه كه بقيّت قابليت او بود ، و خلَّت كه ( 4 ) عبارت از تخلل محبوبست به ( 5 ) محبّ ، و تخلَّق محبّ است به اخلاق محبوب ، اشارتى ( 6 ) است به اين بقيّت قابليّت كه در إبراهيم باقى بود . خواست تا از جهات تعيّن ، آن نور ذات دريابد . از غايت هيمان گاه سوى ستاره شتافت ، گاه سوى ماه روان شد ، گاه روى به خورشيد آورد تا بعد از چندين تردّد و حيرت ، توجّه به يك جهت كرد كه « * ( إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ ) * ( 7 ) » و در آن حديث كه « إنّ اول من يكسى يوم القيامة إبراهيم » ، اشارت است به بقيّت قابليّت او ( 8 ) كه مانع است از تحقّق و اصل شدن به مقام احديّت .
لا جرم در آخرت ، اول كسى كه مكتسى گردد او باشد . هر جا ( 9 ) كه بقيّت قابليّت نباشد هيمان نباشد ، و آن كه در روز حشر ( 10 ) عظيمى خلق از وى استدعاى شفاعت كنند به واسطهء رتبت خلَّت ، در جواب گويد كه « إنّما كنت خليلا من وراء وراء ( 11 ) » ،
هامش
( 1 ) س : جهت كه . د : جهت است كه .
( 2 ) د ، س : با إبراهيم .
( 3 ) د ، س : « و إبراهيم را بربود » ندارد .
( 4 ) د ، س : « كه » ندارد .
( 5 ) س : در جميع أجزاء محبّ .
( 6 ) س : اشارتست .
( 7 ) د : وجهى للَّذى .
( 8 ) د : « و » ندارد .
( 9 ) س : و هر جا .
( 10 ) د : محشر .
( 11 ) د ، س : « وراء » ندارد .