* شرح
يعنى محل نقش هر حكمتى روح آن نبى است ، كه آن حكمت به كلمهء وى منسوب ( 1 ) است ، و من درين كتاب اقتصار ( 2 ) نمودم بر ( 3 ) ذكر آن مقدارى كه ياد كردم ازين حكمتها ، به مقدارى معيّن كه در امّ الكتاب ، كه آن حضرت علميست ( 4 ) ثبت بود ( 5 ) ، و آن چه مرا معيّن فرمودند ( 6 ) ، و اجازت دادند ، كه آن را ياد كنم ( 7 ) بر قدر معيّن ( 8 ) ، كه در آن مأذون بودم ( 9 ) ، و زيادت از آن نتوانستمى و اگر چه علم و ادراك من محيط گشت بر معلومات نامتناهيه ، كه درين نشأت ( 10 ) آدميت مودّع ( 11 ) است . ليكن بنده را بى اذن سيّد تصرف در خزاين نيست ، و حقيقت بندگى از اختيار بيرون آمدن است ، تا از دايرهء عبديّت بيرون نافتد ( 12 ) . و الله اعلم ( 13 ) .
هامش
( 1 ) س : منسوبست .
( 2 ) س : اختصار .
( 3 ) د ، س : به ذكر .
( 4 ) د ، س : علميّه است .
( 5 ) س : فرمود .
( 6 ) س : فرمودهاند . . . دادهاند ياد كنم .
( 7 ) د : آن را ياد كنم .
( 8 ) د ، س : آن قدر را امتثال نموديم و به ظهور رسانيدم و زيادت و نقصان نكردم . اگر خواستمى كه زيادت كنم بر قدر معيّن .
( 9 ) د ، س : بودم نتوانستمى
( 10 ) د : نشاء .
( 11 ) د ، س : مودعست .
( 12 ) د ، س : نيفتد .
( 13 ) د ، س : اعلم بالصواب . د : من ذلك . س : فمن ذلك . ع : و من ذلك .