تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
غلام كه مال زوجم بودند در حضور أو ايستاده بودند ، زوجم به نظر حسرت برايشان نگاه كرد وگفت كه مىترسم كه بعد از من جاريه وغلام به دست غير گرفتار شوند . من گفتم كه ايشان را آزاد كن تا خدا تو را شفا بدهد . گفت ايشان را آزاد كردم . بعد از آن كه شفا يافت روزى خواست كه غلام را بفروشد . من به أو گفتم كه تو ايشان را آزاد كرد [ ه ا ] ى . مذكور نمود كه من صيغه نگفته أم ، تو گفتى كه ايشان را آزاد كن . من در جواب گفتم آزاد كردم . وحال وارث نفى ولد مذكور را از شخص مزبور مىنمايد . ومى گويد كه اين ولد از زنا به هم رسيده واز وارث ما نيست . به علت اين كه از براي مورث ما در مدت عمر ولدى حاصل نشده ودر أواخر عمر خود مقر بود كه قادر به وقاع نمىباشد . وزوجه شخص مرقوم نفى صريح نمىنمايد ومى گويد من نمىدانم كه اين ولد از كيست ، اما جاريه مال من است . واز زوجه شخص مزبور سؤال مىنمايند كه بر فرض اين كه جاريه مزبوره از تو بوده وبر تقدير اين كه زوجت دخول كرده باشد ، تو اذن دخول داده بودى كه دخول نمايد يا نه . مذكور مىنمايد كه من اذن دخول نداده بودم ، اما در ميان أتراك متعارف است كه زوج به هر نحو تصرف كه خواهد در مال زوجه مىنمايد ، اگر زوجم دخول كرده باشد أو را حلال مىنمايم . ووكيل شرعي وارث ، مذكور مىنمايد كه شخص مذكور هرگز به جاريه مزبوره دخول ننموده واين ولد از زنا به هم رسيده . آيا به مجرد ادعاى جاريه دخول را ، وعدم علم احدى به دخول ، جاريه مذكوره ( فراش ) مىشود ؟ وولد مزبور ملحق به شخص مرقوم مىگردد يا نه ؟ ؟ بينوا جميع مراتب السؤال ليتحقق علينا حقايق الحال . جواب : چون در آخر مسائل نوشته اند كه ( بينوا جميع مراتب السؤال ) ، امر صعوبتى به هم مىرساند . به جهت آن كه بعضي از مسائل آن ، صورت دعوى ومرافعه است . وذكر آن به جهت عوام بي فايده ، وخواص را خود حاجتي به آن نخواهد بود . وچون مطلب مشترك شد ما بين عوام وخواص ، بالضرورة اشاره به مأخذ هم لا بد منه است . وبا وجود اين هر دو ، فروع جميع مراتب سؤال بسيار است . وحال ومقام مقتضى بيان آنها نيست . واما آنچه از صورت صحيفة معلوم مىشود كه محل حاجت ومقصود سائل است بيان سه مطلب است : مطلب أول مسأله حمل جاريه است : آنچه در نظر حقير ظاهر مىشود اين است كه
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 316 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي