132 : سؤال : هر گاه وارث موصى مطلع شوند به عدم ديانت وخيانت وصى ، آيا
مىتوانند أو را عزل كنند ؟ يا بايد حاكم شرع واقعي أو را عزل كند ؟ .
جواب : اظهر واشهر اين است كه به مجرد ظهور فسق وخيانت وصايت أو باطل
مىشود ومعزول مىشود . ومحتاج نيست به معزول كردن حاكم يا وارث . وهر علمي كه
بعد ظهور فسق كرده نافذ نخواهد بو د . واما هر گاه عود كند به عدالت بعد ظهور فسق ،
پس مشهور وأقوى اين است كه وصايت عود نمىكند . والله العالم .
133 : سؤال : وصى مىتواند از كتب صغير مطالعه كند يا نه ؟
جواب : هر گاه اجرتى منظور كند از براي كتاب هر چند در ازاى حق العمل خود
محسوب كند ، باكى نيست . والا ، فلا .
134 : سؤال : هر گاه وصى از أموال صغير آنچه قيمت مىكند وبه جهت خودش
مىخرد ، آيا تصرف مىتواند كرد ؟ يا آن كه بايد ثمن را به مصرف صغير برساند وبعد تصرف
كند ؟ .
جواب : بعد از آن كه بنا را به اين گذاشتيم كه ( صحيح است خريدن وصى مال صغير را
از براي خود ) ، به سبب خريدن ، مال أو مىشود ، وموقوف نيست جواز تصرف در مبيع به
اين كه ثمن را داده باشد .
135 : سؤال : وصى در ديون ميت ديان را بايد قسم بدهد يا نه ؟ وخودش قسم
مىتواند داد يا اين كه موقوف به حاكم است ؟ تا هنوز قسم را نخورده باشد مىتواند
قرض را بدهد يا نه ؟
جواب : وصى خودش هر گاه طلبي از ميت دارد وعلم دارد به بقاى آن طلب ، جايز
است از براي أو استيفاى طلب خود ، واين در معنى تقاض است . واما طلب ساير أرباب
طلب : پس اگر در نزد أو ثابت است وعلم دارد به بقاى آن در ذمه ميت - مثل اين كه قبل از
موت اقرار كرده بود به طلب ، واين قدر وقت نگذشته كه ممكن باشد در آن وقت اداى
دين . وطلبكار هم شخصي نبود كه احتمال برود كه أو را برئ الذمة كرده باشد مانند
صغير ومجنون ومسجد وأمثال اينها - در اينجا هم مىتواند اداى آن دين را بكند بدون
مرافعه به حاكم وبدون قسم . واما هر گاه طلبكاران مكلف باشند ومحتمل باشد كه أو را
برئ الذمة كرده باشند ، در اين وقت بدون قسم نمىتواند داد ، هر چند أصل طلب در نزد أو ثابت باشد .