تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
مستقل ، وهر يك از آنها صحيح اند . اما در ما قبل اتمام ثلث : پس لازم است . واما بعد اتمام ثلث : پس صحيح است اما لزوم آن موقوف است بر اجازه . واين حكم از اخباز نيز مستنبط مىشود خصوصا از روايت حمران 1 . وبعضي اخبار كه دلالت دارد بر خلاف اين مهجور است . 2 وخلاف شيخ وابن جنيد وهم چنين خلاف ابن حمزه در مسأله ، ضعيف است . لكن در اين مقام اشكالى هست . وآن اين است كه بعض علما مثل شهيد ثاني ( ره ) وغيره ، واجبات بدنيه ( مثل وصيت صوم وصلات واجبه ) را مقدم مىدارند بر متبرع بها - مثل وصيت زمين براي پسر وأطاق براي شوهر كه در صورت سؤال مذكور است - هر چند ذكر آن در وقت وصيت متأخر باشد . ودليل آن هر چند الحال در نظر حقير وضوحى ندارد ، نهايت حسب المقدور احتياط اين معنى را در نظر داشتن خوب است . ومحتمل است كه نظر ايشان به اين باشد كه بنابر قول به وجوب وصيت بدني ( كما هو الأظهر ) در آنچه عصيانا ترك كرده ، لازم مىآيد از تقديم متبرع بها ، ترك واجب . پس وصيت به متبرع بها با وجود اشتغال ذمه به عبادت بدنيه ، در صورت مذكوه ، باطل [ مى ] باشد . پس از اين جهت بايد آن را مقدم داشت . وبا وجود اين كه اين دليل أخص از مدعى است ، در مقدمات آن منع ظاهر است . ودلالت مر به شئ ) بر ( نهى از ضد آن ) ممنوع است . وكيفما كان ، واجبات بدنيه نيز از ثلث مال اخراج مىشود ، الأول فالأول . وبعد از آن متبرع بها . واما آنچه از أصل مال خارج مىشود پس آن واجبات ماليه محضه است . مثل زكات وخمس وكفارات ونذورات ماليه . يا آنچه مشوب به بدن هم باشد ، مثل حج . وهم چنين آنچه ورثه اجازه كنند . واما واجبات بدنيه مثل صوم وصلات ، پس آن از ثلث مال خرج مىشود . واما آنچه سؤال شده است از اهتمام موصيه در وصيت صوم وصلات وملا نشاندن سر قبر ، وكمال تأكيد أو در آن ، پس آن دلالت بر نسخ ما تقدم نمىكند در صورت عدم وفاى ثلث . وبنابر قول به ( تقديم واجب بدني ) پس مجرد ذكر آن هم كافى است ، هر چند مؤخر باشد . وضرور به اهتمام هم نيست . وآنچه سؤال شده از حال جهل موصيه به ( عدم
هامش
1 : وسائل : أحكام الوصايا ، باب 66 ح 1 . 2 : همان مرجع : باب 11 ح 4 وباب 18 ح 7 .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 229 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي