تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
عموم مجاز ، كلام در تفصيل سابق كه مراد بخشش به متوفى يا وارث باشد بعد از تأمل در اينجا معلوم خواهد شد . وظاهر حاصل سؤال با ملاحظه سؤال بعد كه گفته است ( هر چه در خانه شوهر سابق است از پسرم باشد كه از أو دارم ) على الظاهر وارث منحصر در أو است - اين است كه زينب گفته است كه آن جه به من مىرسد از بابت مهر شوهر أولم ، هيچ را نمىخواهم واز مال أو هيچ بر نمىدارم همه را بدهيد به پسر أولم كه از أو دارم . ولكن ظاهر حال اين است كه ابرا از ديون منجز باشد . وباقي عين وساير تركه أو را وصيت كرده است كه از پسرش باشد . ومنجز هر گاه با وصيت مذكور شود ، منجز مقدم است خصوصا بنابر قول به خروج منجزات از أصل ، كما هو الأظهر في النظر القاصر . واما سؤال دوم : پس آن وصيت است در پنج قفيز زمين [ بر ] ملا نشاندن وصوم وصلات يقينا ، ودر دو قفيز كه گفته است كه از پسرش باشد ، على الظاهر . وأمثال اين وصيت ها از ثلث تركه عند الوفان خارج مىشود . وتفصبل اين كلام بعد مذكور مىشود منتظر باش كه خواهم گفت . واما سؤال سوم : پس آن نيز منجز است . قرينه قائم است بر اين كه در اين مقام از لفظ ( بخشش ) معنى عام مجازى خواسته ، كه شامل به وابرا باشد . وآن صحيح است . واما قبول نسبت به هبه عين مملكه شرط است ودر تحت يد زوج بودن در اقباض كافى است واگر در دست أو نباشد ، بدون اقباض لزومى ندارد . واما سؤال چهارم وپنجم : پس آنها نيز وصيت اند ، على الظاهر . پس جواب از مجموع سؤالات آن است كه منجزات را مقدم مىدارند بر وصايا بالاتفاق در ما خرج من الثلث . وعلى الالظهر الأقوى از أصل مال ، وبعد از آن وصايا را از ثلث باقي اخراج مىكنند . واما كيفيت اخراج وصايا : پس آن است كه آن چه مقدم است در ذكر - على الأشهر الأظهر هر چند به لفظ ( فا ) و ( ثم ) وآنچه [ در ] معنى آنها باشد در فارسي ، نگفته باشد . بلكه هر چند به ( واو ) عطف كرده باشد يا أصلا بدون حرف عطفى گفته باشد - مقدم مىدارند . الأول فالأول ، تا ثلث مال تمام شود . وبعد از آن را اگر وارث اجازه نكند ، يا اگر أهل اجازه نباشد ( چنان كه در صورت سؤال است ( 1 ) ) آن وصيت اعتبار ندارد . ودليل تقديم اين است كه مفروض اين است كه هر يك از وصابا كلامي هستند
هامش
1 : زيرا وارث ، دختر صغير است .