تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
صغيره مانده . وپسر زينب از زوج أول ، كبير ودر حيات است . وظاهر است كه تصرفات مذكوره مرتب است به ترتيب ذكرى . وبعضي وصايا [ است ] وبعضي منجرات محاباتيه ، وبرخى غير محاباتيه ، وبعضي از ورثه غير قابل اجازه . فحسب الوصية المرقومه رأى شريف خود را در اخراج من الثلث بيان فرمائيد . ومعلوم بوده باشد كه ظاهر حال موصيه دادن وقسمت نمودن تمامى مال أو بوده به طريق مذكور . وتقديم وتأخير را ( على الظاهر بل على اليقين ) در نظر نداشته وباليقين كه تفاوت تقديم وتأخير و ( اختيار بيش از ثلث را نداشتن ) ظاهرا نيز نمىدانسته . واما در صرف تمام موصى به ( صومي وصلاتي ) اعتنا واهتمام تمام داشته . چنان كه مذكور شد . وچون ابرا به لفظ ( بخشش ) ادا كرده ومقرون به قبول نشده ، آيا منشأ اختلاف حكم مىشود يا نه ؟ واگر بعد از موت قبول به عمل آيد بلا اثر وفايده مىدانيد كما هو ظاهر الأصحاب وحال ساير العقود ، يا رأى شريف به اثر وفايده هست در اينجا ؟ الحاصل : آنچه حكم ما ذكر است به تفصيل بيان فرمائيد كه به آن معمول گردد إن شاء الله تعالى . جواب : اما از سؤال أول : بسم الله والحمد لله ، پس ظاهر آن است كه منجز باشد وداخل وصيت نباشد نهايت ، سؤال اجمالي دارد ، وتفصيل آن اين است كه : اگر مهر همه دين بوده است پس لفظ بخشش كه ظاهر در هبه است منصرف به ابرا مىشود . وابرا ما في الذمة هر گاه به لفظ هبه باشد وغرض بخشش به خود مديون باشد ، صحيح است على الأشهر الأظهر . وقبول در ابرا شرط نيست ، على الأشهر الأظهر . خصوصا در متوفى كه ممكن نيست . واگر غرض بخشش به وارث زوج أول باشد ، پس آن صحيح نيست ، به جهت ( عدم امكان اقباض ما في ذمة الغير ) واگر مهر عين باشد ، پس احتمال بخشش به زوج در اينجا بي معنى است . به جهت آن كه متوفى قابل قبض واقباض نيست . وتأويل آن به ابرا نيز محتاج است به قبول ودر عين متحقق نمىشود . واگر مراد بخشش به وارث باشد ، آن نيز محتاج است به قبول وقبض واقباض ، واگر به عمل نيايد صحيح نيست . واگر به عمل آمده باشد ( چون وارث بالفرض ذي رحم است ) هبه لازم مىشود . واگر مهر مشتمل بر عين ودين هر دو باشد ، پس اشكال بيشتر مىشود ، به جهت استعمال لفظ در معنى حقيقي ومجازى . وبعد از قطع نظر از اين اشكال با حمل آن بر